ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم
داشته است ، واگذار ميكند . ) با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم يكى از پستترين كردارهاى آدمى ، هدفگيرى نابكارانه از عبادت است كه توجه و بزرگداشت ديگران را در بارهء خود هدف قرار مى دهد . اين نوع كردارها رياكارى ناميده مى شود . و اگر مقصود از عبادت شهرت به عبادت و نيك كردارى در ميان مردم و كار براى آنكه توصيف نيكو و مدح او را ديگران بشنوند و بگوش خود او برسد ، اين رذالت هم سمعه ناميده مى شود . [١] هر دو نوع هدفگيرى ناشى از خدا نشناسى و نادانى به عظمت عبادت و يا ضعف شخصيت است . زيرا اگر انجام دهندهء عبادت واقعا خدا را بشناسد ، نه جز او كسى را مى پرستد و نه پرستش او را به رخ ديگران مى كشد . پرستش منحصر به ذات او است ، اخلاص روح پرستش است ، ريا و سمعه نابود كنندهء پرستش . اگر رياكار خدا را مى شناخت ، آن ذات اقدس را چنان حقير تلقى نمى كرد كه آنرا با جلب توجه ديگران معامله نمايد . اگر او واقعا معرفتى در بارهء خدا داشت ، پر ارزشترين و عاليترين حالت روحى خود را كه عبادت است ، در زير پاى ديگران تباه نمى ساخت . راستى آدمى كدامين چهرهء خود را نشان مى دهد ، هنگامى كه مى خواهد يك موجود محقرى مانند خود را قبله نموده در برابر او پيشانى بخاك مى سايد اگر رياكار عظمت عبادت را مى شناخت ، آن را فداى جلب توجه كسى كه ممكن است سودى به او برساند ، نمى كرد .
اى رياكار ، اگر آن فرد يا گروهى كه جلب توجه آنرا هدف عبادتت قرار داده اى ، بهره اى از خرد داشته باشد و خدا را بشناسد و عظمت كار ترا كه عبارتست از استهلاك جوهر روح ، درك كند ، به حماقت تو خواهد خنديد و به سقوط تو خواهد گريست . اگر در آن لحظه كه فردى از انسان يا انسانهايى
[١] مضمون هر دو تعريف در سخنان علماى اخلاق مانند نراقى و غزالى ديده مى شود .