ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - ترجمهء خطبهء بيست و هفتم
< شعر > ثمّ تلجينا الى امثالها كى ينال العبد ممّا نالها پارسى گوئيم يعنى اين چشش ز ان طرف آيد كه دارد او كشش < / شعر > مولوى ترجمهء ابيات عربى : ١ - ذرات و شئون هستى ما بصورت سخنان پاكيزه به آن مقام صعود ميكند كه خدا ميداند .
٢ - اين نفسهاى ما بعنوان تحفه و سپاس به ابديت صعود ميكنند .
٣ - سپس دو برابر آنچه كه از ما صعود نموده ، از رحمت الهى به سوى ما باز مى گردد .
٤ - بار ديگر ما را به صعود دادن ذرات و شئون هستى ما وادار مى نمايد تا اين بندگان به كمال خود نائل گردند ٦ - مجاهدان پويندگانند - شعار دائمى آنان جز اين نيست كه ( يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه ) ( اى انسان ، تو در حال پويندگى و تكاپوى حياتى رو به ديدار پروردگارت مى روى . ) < شعر > نيك بنگر ما نشسته مى رويم مى نبينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش بر مستقبل است < / شعر > مولوى اينان پويندگى خود را در مشيت فعال خداوندى ديده و از تن پرورى و ركود ، چنان گريزانند كه زندگى از مرگ ، مگر آنان نمى دانند كه آفرينندهء آنان نيز كار انجام مى دهد - < شعر > كل يوم هو فى شأن بخوان مر ورا بيكار و بى فعلى مدان كمترين كارش بهر روز آن بود كاو سه لشكر را روانه ميكند لشكرى ز اصلاب سوى امهات بهر آن تا در رحم رويد نبات لشكرى ز ارحام سوى خاكدان تا ز نر و ماده پر گردد جهان لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل < / شعر >