ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٧ - ترجمهء خطبهء بيست و هفتم
< شعر > باز بىشك بيش از آنها مى رسد آنچه از حق سوى جانها مى رسد آنچه از جانها به دلها مى رسد آنچه از دلها به گلها مى رسد اينت لشكرهاى حق بيحد و مر بهر اين فرمود ذكرى للبشر < / شعر > ٧ - مجاهدان خود طبيعى را مى شكنند و در برابر عظمت الهى قامت خم ميكنند و پيشانى بخاك مى گذارند - آنان بركوع خم ميشوند و سر بر خاك مى نهند .
خود طبيعى را بجاى خود مى نشانند و با من ملكوتى بپرواز در مى آيند . اينان مى دانند كه تا خود طبيعى حيوانى قامت خم نكند ، من انسانى اعلا و ملكوتى نمى تواند قد بر افرازد و هستى را نظاره كند و جزئى از آهنگ اعلاى هستى قرار گيرد . تا پيشانى خود طبيعى حيوانى بخاك ساييده نشود ، من انسانى اعلا و ملكوتى گام به عالم پاك انسانى الهى نخواهد نهاد . بطور كلى مسجد براى اينان رصد گاهى است براى نظاره بر بىنهايت و قرار گرفتن در شعاع جاذبهء آن .
٨ - مجاهدان امر به نيكىها ميكنند و نهى از بدىها براى اين پويندگان راه حق و حقيقت اثبات شده است كه همهء اولاد آدم در يك مسير رو به يك مقصد رهسپار گشتهاند ، تحقق نيكىها در همواركردن جادههاى اين حركت و كندن خارهاى بديها از اين جادهها مربوط بهمهء كاروانيان است . نتايج ويرانگر يك فساد ، دامنگير همهء افراد جامعه خواهد بود ، اگر چه بمعناى ايجاد زمينهء فساد بوده باشد . يك فساد در يك جامعه بمنزلهء يك ميكرب مضر است كه امكان تكثيرش امكان منطقى است . حتى اگر فساد يك فرد محدود در خود او بوده باشد و زمينه اى براى فساد ديگر افراد جامعه ايجاد نكند ، باز بايد آن فرد را كه خود عالمى بزرگ است ، از فساد نجات داد :
< شعر > ا تزعم انّك جرم صغير و فيك انطوى العالم الأكبر < / شعر > منسوب به امير المؤمنين ( ع ) ( آيا گمان مى برى تو يك جثهء كوچكى در حالى كه جهان بزرگتر در تو پيچيده شده است . )