ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٥ - ترجمهء خطبهء بيست و هفتم
يك منطق وجود دارد كه جهاد و قتال را تجويز ميكند ، اين مجوز چيزى نيست جز طغيانگرى بر مشيت الهى كه در جانهاى آدميان جلوه كرده است .
اينست معناى ( الَّذِينَ آمَنُوا يُقاتِلُونَ فِي ) . اين انسانهاى مجاهد چه كسانى هستند ٣ - بازگشت كنندگان بسوى خدا - اينان در زندگانى خود ، هرگز از پيشگاه خداوندى دور نيستند ، و با احساس اندك انحراف از مسير رشد ، بلكه با ناچيزترين موج خيال انحراف كه در مغزشان سر بكشد ، فورا به پيشگاه خدا بر مى گردند ، اين برگشت سازنده توبه ناميده مى شود .
٤ - لحظات زندگى آنان در عبادت خدا سپرى مى گردد . آن گاه كه با زير و رو كردن زمين و پاشيدن تخم در آن و آبيارى ريشهها و ساقههاى زراعت ، آهنگ اصلى زمين را مى نوازند ، به عبادت پرداختهاند . وقتى كه با قطعات خشن آهن و با وسايل پولادى بىرحم براى آماده كردن وسايل زندگى آدميان گلاويز مى گردند ، در عبادت بسر مى برند . در آن هنگام كه حواس و مغز را در راه اندوختن دانش و بينش به كار مى اندازند ، عبادت ميكنند ، موقعى كه در برابر خداوند هستى پيشانى بخاك مى گذارند ، به عبادت او مشغولند . آرى ، همهء اين تكاپوها كه با آگاهى و اعتقاد به حركت در مسيرى رو به ديدار خدا انجام مى گيرند ، عبادتهايى هستند كه لحظه به لحظه مجاهدان را به پيشگاه الهى نزديكتر مى سازند .
٥ - سپاسگزارانند - مجاهدان راه حق براى سپاس خداوندى ، به حركت دادن زبان و لبهايشان قناعت نمى كنند . عادت و حرفه در رابطهء آنان با خدا دخالتى نمى كند . همهء حركات و سكنات و حتى نفسهايى كه در زمينهء آگاهى به هدف والاى عالم هستى مى كشند ، سپاس خداونديست - < شعر > اين نفس جانهاى ما را همچنان اندك اندك دزدد از حبس جهان تا اليه يصعد اطياب الكلم صاعدا منّا الى حيث علم ترتقى انفاسنا بالارتقاء متحفا منّا الى دار البقاء ثمّ تاتينا مكافات المقال ضعف ذلك رحمة من ذى الجلال < / شعر >