ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - اصل چهارم غير مشروط - ايستائى يك تمدن ، آغاز رجوع به قهقرا است
اصل چهارم غير مشروط - ايستائى يك تمدن ، آغاز رجوع به قهقرا است اين اصل را مى توان چنين مطرح كرد كه فعاليت يك تمدن وابسته به جوشش منابع اصلى آن است . همين كه منابع اصلى يك تمدن از جوشش و فوران بيفتد ، در حقيقت علت واقعى آن تمدن به ركود مى گرايد ، هنگامى كه ركود و ايستائى يك تمدن آغاز مى گردد ، محصول فعاليتهاى آن رو به استهلاك و زوال تدريجى مى رود . بعنوان مثال اگر نوابغ مكتشف يا اداره كنندهء تمدن ناگهان يا تدريجا از بين بروند ، بدون ترديد ايستائى و ركود شروع مى شود و چون استهلاك و زوال فعاليت مربوط به آن نوابغ جبران نمى گردد ، لذا رجوع تمدن مفروض به قهقرا امرى طبيعى و ضرورى خواهد بود . البته اين اصل غير از امكان نوسانات متناوب در استمرار يك تمدن است ، باين معنى كه ممكن است جريان استمرارى يك تمدن دچار نوسانها و بالا و پائين رفتنهاى متنوع بوده باشد ، چنانكه در تمدن آسورىها در قرن هفتم پيش از ميلاد مى بينيم كه در زمان فرمانروائى آشور بانيپال به اوج خود مى رسد . اين تمدن از ٨٥٠ سال پيش از ميلاد شروع و با جزر و مدهائى در دوران فرمانروائى آشور بانيپال ( ٦٢٦ - ٦٦٨ ق م ) به اعتلاى خود رسيده و سپس حركت نزولى خود را شروع و در حدود پانصد سال پيش از ميلاد از بين مى رود .
همچنين در تمدن تركيبى يونان - رم كه از ٥٩٠ پيش از ميلاد شروع و تقريبا تا ١٨٠ سال پس از ميلاد ادامه مى يابد نوسانات مهمى ديده مى شود در قرن دوم پس از ميلاد كه قرن آنتونينها ناميده مى شود ، در فرمانروائى چهار امپراطور بنام تراژان ، آدرين ، آنتونين ، مارك ارل تمدن انسانى رم اعتلاء مى يابد . در چند قرن كه تمدن رم استمرار پيدا ميكند ، فراز و نشيبهايى ديده مى شود . در هر يك از نشيب و نزولها كه دقت شود ، مى بينيم ، در هر دورهء نزولى كه عوامل اصيل فرهنگ و تمدن دچار ركود نگشته است ، صعود و فرازى بدنبال آن بروز نموده است . سقوط نهائى هر تمدنى معلول