ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - آزادى وسيله ايست براى بدست آوردن كمال
و با ارزش جلوه كرده است كه تا حد يك رؤياى بهشتى و مقدسترين مقدسات بشرى مورد تمجيد قرار گرفته است . و مى توان گفت : حتى جملات برجسته اى كه به شكل كلمات قصار از مغز متفكران آزاديخواه روى كاغذها نقش بسته است ، مى تواند بصورت چند مجلد كتاب در آيد . در بارهء آنچه كه در تعظيم آزادى گفته شده است ، هر چه بگوئيم و بنويسيم ، كم است .
با اين حال اندك متفكرانى بودند كه تحت تأثير آن هياهو و جار و جنجالها قرار نگرفته و از خود مى پرسيدند كه بسيار خوب ، آزادى همان است كه اين حماسه سرايان در بارهء آن مى گويند و اين پديده داراى همان سبكى لذت و مفيديت است كه آنان تشخيص دادهاند ، با اين حال اين لذت و احساس سبكى و مفيديت ، نتيجهء دو عامل است ، يكى - رهايى است كه عبارتست از منتفى شدن زنجير و قيد و بند ، دوم - احساس قدرت و حق انتخاب راهى كه بوسيلهء پديدهء آزادى انجام خواهد گرفت . بنا بر اين ، آزادى مرحله ايست كه ميان دو موقعيت رهائى از زنجير گذشته و انتخاب راه بعدى است .
هيچ فرد عاقل و خردمندى در روى اين پل ننشسته و نخواهد نشست و هيچ انسان آگاه تنها به احساس اين كه او آزاد است ، قناعت نخواهد ورزيد ، زيرا آزادى نه خوردنى است و نه آشاميدنى و نه ساختمانى است كه قابل سكونت باشد ، لباس هم نيست ، مقام و علم و زيبائى و قدرت بثمر رسيده هم نيست ، بلكه اين يك پديدهء روانى است كه دارندهء آن ، احساس خوشى و شخصيت مى نمايد .
و خود او بهتر از همه ميداند كه خود اين احساس بدون اين كه يك امتياز داراى نمود عينى و داراى اثر طبيعى بوده باشد ، تنها عامل لذت تكيه بر شخصيت و انتخاب راه دلخواه مرحلهء بعديست . در نتيجه بايد بگوئيم : اين احساس و موقعيت پل و وسيلهء بسيار مناسب و با ارزش است براى انسانى كه مى خواهد موقعيت او در زندگانى مستند به خويشتن بوده باشد . براى روشن شدن اين مسئله مثالى را در نظر بگيريم : دو فرد را در نظر مى گيريم :