ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - انتقادى از توجيه كنندگان مكتب ماكياولى
از رعايت قانون و اخلاق مستثنى است . قانون بر حسب ارادهء زمامدار قابل نسخ و تغيير است ، زمامدار ما فوق قانون است و هر چه كه بخواهد مى تواند بكند . اخلاق مخلوق قانون موضوع زمامدار است .
اگر واقعا محتويات اين عبارات ، مقصود ماكياولى بوده باشد ، اجتماع خوشبينى افراطى او در بارهء فردى از بشر كه تا مقام خدائى بالاتر رفته و فقط بدانجهت كه شمشيرش تيزتر از شمشير ديگران بوده است ، يك درجه هم بالاتر از خدا مى شود با بدبينى افراطى او در طبيعت بشرى ، چگونه در مغز اين شخص جاى گرفته و آن را متلاشى نساخته است جاى تأمل فراوانى است . تناقض به اين صراحت را كه در يك مغز جاى مى گيرد ، كدامين منطقدان مى تواند حل و فصل نمايد بنظر مى رسد در آن دوران اربابان كليسا از يك طرف [ چنان كه در مبحث سابق ، خود ماكياولى تذكر داده است ] و بىبند و بارى قدرتمندان سلطه گر . دست به هم داده ، خداى تقليدى را از درون ماكياولى بيرون رانده است . ماكياولى براى اشباع حس خداجوئى خود ، زمامدارى بالاتر از خدا را براى بشريت از همين جانوران درندهء بد طبيعت كه انسان ناميده شدنش هم يكى از دلايل بد طبيعت بودن او است ، پيشنهاد فرموده است بار ديگر تكرار مى كنيم كه اگر فردى در تاريخ تفكرات بشرى پيدا شود و چنين شمشير استبداد را بر كمر زمامدار ببندد و هر گونه استعدادهاى مثبت و سازنده و اعتلاهاى روحى انسانها را لجن مال كند و آنانرا دست بسته پيش شمشير زمامداران را نگه بدارد ، اين فرد ضد بشر بوده است ، نه يك انسان متفكر و اميدواريم كه ترجمه و تفسير - كنندگان آثار ماكياولى اشتباه كرده باشند « انتقادى از توجيه كنندگان مكتب ماكياولى ويكتور هوگو در تفسير تفكرات ماكياولى ، راهى را پيش گرفته است كه شايد