ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - نوع اول - اصل يكم ١٧١ غير مشروط ١٨٧ خود خواهى حيات
حيات چه در صورت فردى و چه در حال تشكل جمعى يك اصل كلى و استثناء ناپذير است . حيات پديده ايست كه تكاپو براى جلب عوامل ادامهء خود و دفع هر گونه عامل مزاحم بقاى خود بارزترين مختصات آن است . اين اصل با عباراتى گوناگون مطرح مى گردد : « صيانت ذات » ، « حب ذات » ، « خودخواهى طبيعى » ، « خود داشتن » ، « تكاپو در راه حر است و بقاى حيات » . ما اين خود خواهى را بر دو قسمت مهم تقسيم مى كنيم : ١ - خود خواهى مثبت ( خود خواهى معقول ) ٢ - خود خواهى منفى ( كه عامل زوال خود را در خود مى پروراند ) خواص و عوامل اين دو نوع خود خواهى در اين مبحث تدريجا روشن خواهد گشت . حاكميت مطلق اصل خود خواهى كه مورد مشاهده و محصول تجربهء كاملا عمومى است ، چگونه و از چه عاملى به وجود مى آيد ، هنوز در ميان فرضيههاى زيادى غوطه ور است ، تفسير علمى محض در بارهء اين پديده تا كنون ديده نشده است ، بهمين جهت است كه بررسى پديدهء مزبور غالبا در مرزى ميان مكتبهاى فلسفى و فرضيههاى علمى صورت مى گيرد .
اين پديدهء كاملا اصيل در جانداران غير انسان ، بجهت محدوديت استعدادهاى گوناگون ، بسيار محدود و فعاليت آن در ابعاد اندكى است .
لذا دنياى حيوانات نه فرهنگى دارد و نه تمدنى و نه ساير مختصات تكاملى .
تنها انسان است كه بجهت داشتن مغز و امكان رشد خود طبيعى به روان و روح ، به كاوش در طبيعت و رابطه با افراد همنوع خود پرداخته ، ابعاد متنوعى از مغز و روان خود را مى گستراند و در نتيجه تمدنها و انواعى از فرهنگها را به وجود مى آورد . در نتيجهء اين كاوشها و ارتباطات پيشتازانه ، خاصيت اساسى حيات را كه « خود خواهى » است ، نه تنها از دست نمى دهد ، بلكه معمولا در پيرو آن فعاليتها ، خود خواهى او نيز وسعت و قدرت و تنوع زيادترى پيدا ميكند .
در گذرگاه توسعه و تنوع و اقتدار خواهى ، عوامل محيطى و اجتماعى و آرمانهاى