ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦١ - تعريف تمدن از دو ديدگاه مختلف
ساختن احتياجات زندگى و بهره بردارى بيشتر از مغزهاى انسانى و مواد طبيعى در راه فراهم كردن رفاه و آسايش حيات در مسير « انسان محورى » . ملاحظه مى شود كه اين هم يكى از عاليترين عناصر تمدن است كه هيچ بشر آگاه از رسيدن به آن امتناع نمى ورزد .
٥ - تفسير و توجيه منطقى كارهاى فكرى و عضلانى انسانها كه نمودهايى از انرژىهاى حيات مستهلك شدهء آنان ميباشد . اين عنصر تمدن كه متأسفانه نه تنها از ديدگاه بازدهى طبيعى محض مطرح مى شود و با اين ديدگاه ديگر عناصر تمدن را مختل مى سازد ، اهميتى مساوى اهميت خود حيات دارد و تعميم آن براى همهء جوامع ، مساوى عموميت خود حيات ميباشد .
در صورتى كه فرهنگ عبارت است از مقدارى نمودها و فعاليتهايى كه از عوامل اختصاصى هر جامعه اى بروز نموده ، زندگى مردم آن جامعه را رنگ آميزى مى نمايد و اگر فرهنگ يك جامعه مستند به عوامل اصيل حيات انسانى بوده و عنصر پوياى حيات در دو قلمرو انسان و جهان در متن آن فرهنگ ، فعاليت داشته باشد ، اين فرهنگ را مى توان فرهنگ تمدنزا ناميد . از اين مباحث به اين نتيجه مى رسيم كه تمدن عبارتست از « تشكل هماهنگ انسانها در » حيات معقول « با روابط عادلانه و اشتراك همهء افراد و گروههاى جامعه در پيش برد اهداف مادى و معنوى انسانها در همهء ابعاد مثبت » تعريف تمدن از دو ديدگاه مختلف كلمهء تمدن هم مانند ديگر كلماتى كه باردار مفاهيم ممتاز انسانى مى باشند ، از اختلاف نظرهاى متفكران بر كنار نمانده است . جاى ترديد نيست كه اختلاف مزبور معلول اختلاف در ديدگاههائى است كه عقايد متفكران را در بارهء تمدن از يكديگر جدا مى نمايد . مهمترين نظرات در تعريف تمدن ، دو نظريهء اساسى است كه از دو ديدگاه مطرح شده است :