ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - آياتى از قرآن مجيد در بارهء عمومى بودن رسالت پيامبر اسلام بر همهء جهانيان ، اين همان رسالت ابراهيم است
گفته شده است ، از صد و پنجاه تجاوز مى كند ] همچنين نمى توانيم در بارهء تمدن يك تعريف كامل و مورد اتفاق نظر بدست بياوريم . اين گمان بىاساسى است كه از ناتوانى از تفكيك دو پديدهء فرهنگ و تمدن ناشى شده است . توضيح اين تفكيك چنين است : ١ - فرهنگها بيان كنندهء معلومات و خواستهها و آرمانهاى اختصاصى يك جامعه است ، در صورتى كه تمدنها بيان كنندهء فعاليت عوامل اصيل حيات فردى و اجتماعى است . و بهمين جهت است كه تعميم يافتن تمدنها مساوى در جوامع مختلف ، قانونى و طبيعى است ولى انتقال فرهنگها از جامعه اى به جامعهء ديگر قانونى طبيعى نبوده ، احتياج به قدرت جامعهء منتقل كننده دارد و يا ناتوانى و بيرنگى فرهنگ يك جامعه موجب مى شود كه سيطرهء فرهنگ بيگانه را بپذيرد .
٢ - ممكن است فرهنگها بجهت از بين رفتن عوامل بوجود آورنده و ادامه دهندهء آنها ، از پويائى بيفتند و با اين حال نمودهاى خشكيدهء آنها به عنوان فرهنگ در درون انسانهاى جامعهء خود ، فعاليت و تحريك را از دست ندهند در صورتى كه تمدنها بجهت وابستگى كه با عوامل اصيل حيات دارند ، هرگز با ايستائى و ركود سازگار نمى باشند . لذا صحيح است كه گفته شود : ايستائى و ركود يك تمدن مساوى سقوط آن است .
٣ - مى توان گفت : بشمارهء اقوام و مللى كه از آغاز تاريخ تا كنون در اين كرهء خاكى زندگى كردهاند ، فرهنگهايى بوجود آمده و مقدارى از آنها رفته و مقدارى ديگر باثبات و تحولات گوناگون ، به وجود خود ادامه دادهاند ، ولى تمدنهايى كه در امتداد تاريخ بروز نمودهاند ، بسيار محدود بوده و بيشترين رقمى كه در شمارهء تمدنها بدست دادهاند ، بيست و يك تمدن است كه توين بى گفته است . شمارهء تمدن در نظر برخى از محققان ده و در نظر بعضى ديگر