ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - راهى را پيش بگيريم كه آفرينندهء راه و مقصد معين كرده است
( سَواءَ السَّبِيلِ ) [١] ( به آنان بگو : آيا به بدتر از اين اهل كتاب منحرف از نظر پاداش در نزد خدا بشما خبر بدهم كسانى هستند كه خدا به آنان لعنت و غضب نموده و كسانى از آنانرا ميمون و خوك قرار داده است و كسى كه طاغوت را مى پرستد . آنان داراى بدترين موقعيت و گمراه ترين مردم از راه معتدلند ) گروه سوم - راهى را كه خداوند پيش پاى بشر گسترده است ، از روى حكمت بالغه است كه قابل اثبات با حكمت است : ( ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) [٢] ( مردم را به راه پروردگارت با حكمت و موعظهء نيكو دعوت كن [ اگر احتياجى به مجادله باشد ] با آنان با بهترين وجه مجادله نما ) گروه چهارم - كسانى كه بجهت تبهكاريها و انحرافاتى كه مرتكب شدهاند و در نتيجه خداوند متعال آنانرا گمراه ساخته است . راهى پيدا نخواهند كرد : ( وَمَنْ يُضْلِلِ الله فَلَنْ تَجِدَ لَه سَبِيلًا ) [٣] ( و كسى را كه خدا گمراه كند ، راهى براى او پيدا نخواهى كرد ) توضيح - در مباحث گذشته گفتيم كه گروه فراوانى از مردم جوامع نمى دانند كه در حركتند و مى روند ، بنشينند مى روند ، بخوابند مى روند ، ميخكوب در حيوانيت شوند مى روند ، بخندند مى روند ، بگريند مى روند ، در هر حال كه باشند مى روند ، ولى براى اين رفتن عنوان راه قائل نيستند ، آرى ، كسى كه در زندگانى مقصدى ندارد ، راه هم ندارد ، زيرا .
< شعر > راه آن باشد كه پيش آيد شهى < / شعر > مولوى
[١] المائده آيه ٦٠
[٢] النحل آيه ١٢٥
[٣] النساء آيه ١٤٣