ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - سوء استفاده از مذهب ، مربوط به خود مذهب نيست
و حال آنكه قوانين آسمانى بر طبق حوادث و تغيير ارادهء انسان تغيير نمى بايد . » [١] متأسفانه منتسكيو اطلاعى از سيستم قوانين اسلامى نداشته است . در اين سيستم تشخيص موضوعات و مصالح براى احكام ثانويه به عهدهء اطلاعات و ارادهء خود انسانهاى مورد اطمينان ميباشد . قوانين بشرى همواره راه حل خوب را مد نظر دارد . ولى قوانين ملكوتى بهترين راه حلها را پيدا مى كند . راه حل خوب ممكن است متعدد باشد . زيرا خوبىها جنبههاى مختلف و انواع مختلفى دارند ، ولى بهترين راه حل منحصر به فرد مى باشد . بنا بر اين ، قابل تغيير نيست . انسان مى تواند قوانين بشرى را تغيير بدهد ، زيرا ممكن است قانونى در يك موقع خوب و در موقع ديگر خوب نباشد ، اما مؤسسات مذهبى همواره بهترين قوانين را مد نظر مى گيرند و چون نمى توان بهتر از آن پيدا كرد ، لذا غير قابل تغيير است .
دوم - كشورهايى وجود دارند كه در آنها قانون داراى ارزش نيست . يعنى قانون جز بو الهوسى زمامداران چيز ديگرى نمى باشد . حال اگر در آن جاها قوانين مذهبى مثل قوانين كشورى باشد ، در آن صورت ، آن هم بدون ارزش و متزلزل مى شود . در صورتى كه در هر جامعه بايد قوانين و مقررات ثابتى وجود داشته باشد كه دستخوش هوى و هوس زمامداران نشود . اين مقررات ثابت همانا قوانين مذهبى است .
سوم - نيروى واقعى قوانين مذهبى در اينست كه مردم به آنها ايمان و اعتقاد دارند و حال آنكه نيروى قوانين كشورى در ترس و وحشتى است كه مردم از آن قوانين دارند . از طرف ديگر قوانين مذهبى هر قدر قديمى تر باشند تأثير آنها زيادتر است زيرا تصورات و افكار جديد در آنها رسوخ پيدا نمكند و بر عكس نيروى قوانين كشورى در تازه بودن آنهاست ، زيرا قانونگذاران با رعايت مقتضيات كنونى و اوضاع فعلى جامعه آنها را وضع مى نمايند و هر قدر مقتضيات فعلى بيشتر باشد نيروى قوانين كشورى زيادتر ميباشد » [٢]
[١] مأخذ مزبور ص ٧٢٥ .
[٢] مأخذ مزبور ص ٧٢٥ .