ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - خاندان عصمت ابواب حكم و روشنگران واقعياتند
بىغرض و حقيقت جو اثبات شده است خاندان عصمت درهاى حكم و معرفت و حكمت الهى هستند . آنان امور مزبور را سينه به سينه با كمال خلوص و تادب به آداب اللَّه و تخلق به اخلاق اللَّه ، از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرفتهاند .
و خود پيامبر اكرم يا بوسيلهء وحى آنها را بطور مستقيم از خدا دريافته است و يا بجهت تهذب نهائى كه براى او ممكن بود ، انعكاس آن امور را در درون مبارك خود دريافته بود . احكام و معارف و حكمى كه مغزهاى معمولى بشرى بدست مى آورند هر اندازه هم كه عالى و عميق باشند ، از جهاتى محدود و وابسته به تقليد و اصول پيش ساخته مى باشند كه توانائى روشنگرى مغزها و ارواح بشرى را ندارند بلكه اگر خود آنان هم بتوانند از جاذبيت محصولات مغزى خودشان رها شوند و آن احكام و معارف و حكم را كه با دو عامل « بازيگرى و تماشاگرى » اندوختهاند ، مورد بررسى و تحقيق قرار بدهند ، تاريكىهاى درون خود را در آن امور مى بينند و اگر درونشان از يك روشنائى ناشى از خلوص و صفا بهره اى داشته باشد ، توجه به محدوديت و وابستگى معلومات به تقليد و اصول پيش ساخته ، آن روشنائى را از تاثير مى اندازد و آن آرامش نهائى كه مطلوب هر صاحبنظر عميق است حاصل نمى گردد . شايد بدين جهت است كه گفته شده است : « فلاسفه و حكماء و ديگر متفكران در واقعيات عالم هستى مانند آن بنايان هستند كه همهء مردم را به ورود به ساختمانى كه با تفكرات خود ساختهاند دعوت و تحريك مى كنند ، ولى خود از ورود بآن ساختمان امتناع مى ورزند » يكى از فضلاء در تاييد اين مطلب به اين جانب گفت كه : در يكى از نوشتههاى يكى از متفكران ديده بود كه نوشته است : يك چيز حقيقت دارد و آن اينست كه من منسوب به مكتبى كه خود بنيانگذار آن هستم نمى باشم يعنى مثلا يكى از پيروان سر سخت هگل نوشته است چيزى كه حقيقت دارد اينست كه « من هگليانيست نيستم » مثلا اين كه ماركس بگويد : « چيزى كه حقيقت دارد اينست كه من ماركسيست نيستم » اين كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : « ابواب حكم در نزد ما اهل بيت است و مائيم كه روشنگر واقعيات هستيم » براى كسى كه از مكتبها و سيستمهاى فكرى