ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه خطبه صد و نوزدهم
درونى آنان را رها مى كرد و مى توانستند آن سخن حق را با خوشى و انبساط و ابتهاج بپذيرند و بر زندگى خود تطبيق نمايند . اينان مردمانى پاك سيرت و پاك نهاد هستند كه بمجرد مرتفع شدن عوامل تحير و اضطراب ، سخن حق را مى پذيرند و بآن عمل مى كنند ، بلكه گاهى آرزو و تمايل قلبى آنان به حدى است كه با عوامل تحير و اضطراب بمبارزه بر مى خيزند تا هر چه بتوانند خود را در جاذبه و تأثير حق قرار بدهند .
ب - دسته اى ديگر از اين گروه كسانى هستند كه خاموشى و خيره نگرى آنان در موقع شنيدن سخن حق ، معلول آن ترديد دو دلى است كه خودشان عوامل آنرا در درون خود بوجود آوردهاند ، مانند كسانى كه در برابر مزاياى دنيوى و تحريكات خود محورى بر جهل و سستى ارادهء خود پافشارى مى كنند و غالبا در آن موقع خود را توجيه مى كنند كه ما جاهليم ، ما نمى دانيم پشت پرده چه مى گذرد ما اشتياق و ارادهء درونى در بارهء اين سخن حق در درون خود احساس نمى كنيم ج - يك دسته ديگر از اين گروه بجهت قرار گرفتن تحت تأثير جوى كه اكثريت بوجود مى آورند در بارهء سخن حق لال ميشوند و خيره تماشا مى كنند و از ورود بر گروه اقليت كه حق با آن است مى ترسند يا چشم مى پوشند .
د - يك دستهء ديگر از اين گروه كسانى هستند كه دلهاى آنان بجهت تبليغات حاكم بر خود از طرف سلطه گران و چپاولگران و مقام پرستان بكلى تيره و تار گشته و هوى و هوس و منطق پوچ « بارى بهر جهت » روشنائى درونى را از آنان سلب كرده است . و هر تبليغ سوء فقط مشروط بر اين كه ماهرانه انجام بگيرد ، مى تواند سر نوشت زندگى آنان را توجيه نمايد . اكثريت جوامع ماشينى امروزى ( اوائل قرن پانزدهم هجرى و اواخر قرن بيستم ميلادى ) در اين وضع بيمار گونه بسر مى برد . امروزه قويترين مغزهاى بشرى بوسيلهء قدرتمندان سلطه گر براى اجراى تبليغاتى كه مغزها را با كمال دقت و مهارت شستشو مى دهد ، استخدام ميشوند و هم با كمال دقت و از طرق علمى حق را با باطل مخلوط مى كنند و رنگ حق و باطل را با اين اختلاط درهم مى آميزند ، و هم مغزها را چنان توجيه مى كنند كه اصلا ملاك حق و باطل را خود آنان معين مى كنند و مردم دنيا با اكثريت بسيار چشمگير فريب اين تبليغات را مى خورند و اگر اندك قدرتى از تشخيص حق و باطل و تفكرات مستقل در آنان باقى مانده باشد ، به خيره