ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - گذشت روزگار عمر قابل برگشت و جبران نيست ، ولى ممكن است روزى فوت شدهء امروز فردا جبران شود
اين بيت از ابو العلاى معرى ياد آور همين حقيقت است كه بيان نموديم - < شعر > إنّ حزنا فى ساعة الموت أضعاف سرور فى ساعة الميلاد < / شعر > [١] ( يك اندوه در ساعت مرگ ، چند برابر شادى است كه در ساعت تولد بوجود آمده بود ) مدتى كه از عمر گذشته است حتى برگشتن يك لحظه از آن ، بدان جهت كه مستلزم به هم خوردن آن قانون جهانى حركت است كه منشأ انتزاع زمان است ، امكان ناپذير ميباشد . بلى ، در اينجا يك مطلب بسيار مهمى كه وجود دارد و مى تواند آرامش بخش درون آدمى ، باشد اينست كه اگر با يك انقلاب درونى و هجرت روحى ، بيدارى واقعى بوجود بيايد و آن بيدارى موجب تكاپو و تلاش در ميدان تكليف گردد و باعث سلوك در مسير حيات معقول شود ، بدون ترديد ، عقب ماندگى از رشد و كمال جبران مى شود اگر چه حتى لحظه اى از عمر گذشته بار ديگر بر نگردد . اين مطلب در آيات و روايات مربوط به توبه صريحا و اشارتا بيان شده است . بنا بر اين ، حكم صريح عقل و دريافت ناب وجدان پاك اينست كه حتى يك لحظه عمر را مادامى كه قدرت و علم يارى مى كند نبايد بدون اندوختن كمال از دست داد .
چند نكته را در اين مورد بايد در نظر گرفت نكتهء يكم - يكى از خصائص زمان اينست كه تا نيامده است ، بنظر انسان بسيار طولانى جلوه مى كند و هر اندازه كه به نقطهء حال ( موقعيتى است كه انسان از نظر زمان ما بين گذشته و آينده قرار گرفته است ) نزديكتر مى شود ، به سرعت عبور زمان افزوده مى گردد . نكتهء ديگر اين كه ذهن آدمى در حالات زندگى عادى و اشتغالات ذهنى متداول معمولا گذشت زمان حال را درك نمى كند تا آن گاه كه حوادثى چشمگير پيش بيايد و او را متوجه بسازد كه مثلا حالا موقع نهار است و از زمان حال ٦ ساعت پيش ٦ ساعت گذشته است . و مى توان گفت : علت اين كه در حالات معمولى گذشت زمان حال درك نمى شود ، نه اينست كه درك مى كند و آنرا متوقف و پايدار احساس مى نمايد . بلكه بدانجهت است
[١] ديوان ابو العلاء معرى از قصيدهء داليه در فوت يك فقيه