ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - مورد چهارم - وصيت كردن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مر على را كه چون هر كسى بنوع طاعتى تقرب به حق جويند تو تقرب جوى به صحبت عاقل و بندهء خاص
كه شبيه بمضمون بيت دوم است در جايى ديده نشده است و بطور كلى در رواياتى كه نقل شده است دستورى از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به على عليه السلام در بارهء تبعيت از كسى ثابت نشده است . و بديهىترين دليل صادر نشدن چنين دستور اين است كه على عليه السلام به جهت قرار گرفتن شديد و از همه جهات در جاذبهء كمالات محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله كه خود در جاذبهء كمال مطلق الهى بود ، هيچ نيازى به تبعيت از هيچ كس نداشت . مگر قرآن مجيد آن حضرت را نفس پيامبر معرفى نفرموده است [١] . جمله اى از خليل ابن احمد كه گفته شده است : غير از مهارت خيلى بالاى او در ادبيات عرب و اختراع علم عروض حكيم نيز بوده است ، چنين معروف است افتقار الكلّ إليه و استغنائه عن الكلّ يثبت أنّه إمام الكلّ فى الكلّ ( احتياج همه به او ( على عليه السلام ) و بى نيازى او از همه ، اثبات مى كند كه او امام كل در كل است ) حتى مطلب فوق با عقيدهء خود مولوى در بارهء على بن ابي طالب عليه السلام نيز سازگار نيست ، زيرا كسى كه در بارهء على عليه السلام مى گويد :
< شعر > تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى < / شعر >
[١] ( فَمَنْ حَاجَّكَ فِيه مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ ) ( آل عمران آيهء ٦١ ) ( و هر كس كه در بارهء رسالت برحق تو پس از آن كه علم براى تو آمده است با توبه احتجاج بپردازد ، بگو بياييد فرزندانمان و فرزندانتان را و زنهايمان و زنهايتان را و خويشتنمان و خويشتنتان را بخوانيم و براى احقاق حق خود با خدا به نيايش و ناله بپردازيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهيم ) و همهء تفاسير بدون استثناء نوشتهاند : پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله ابنائنا را بر امام حسن و امام حسين و نسائنا را بر فاطمهء زهراء و انفسنا را بر خود و على بن ابي طالب عليه السلام تطبيق فرموده و براى مباهله ، آن بزرگواران را برده است . در اين آيه على عليه السلام نفس پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله معرفى شده است .