ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - بدان جهت كه امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام از خشم و شهوت و هر گونه تأثر از انگيزههاى غير حق آزاد است ، لذا هيچ حركتى بدون رضاى حق از او صادر نمى گردد
بدان جهت كه امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام از خشم و شهوت و هر گونه تأثر از انگيزههاى غير حق آزاد است ، لذا هيچ حركتى بدون رضاى حق از او صادر نمى گردد .
آرى ، تا روح انسانى به مقام مطلق يابى واقعى نرسد ، براى او ارتباط با مطلق ممتنع است .
< شعر > چون كه حرم خشم كى بندد مرا نيست آنجا جز صفات حق درا اندرا كازاد كردت لطف حق ز ان كه رحمت داشت بر خشمش سبق < / شعر > اين قاعدهء كلى را بايد در نظر بگيريم كه براى برقرار ساختن ارتباط با خداوند سبحان كه مطلق از همهء قيود امكانى و عيوب و صفات نقص است ، روح انسانى بايد به مرحلهء والاى مطلق يابى برسد تا آزادى معقول و اختيار واقعى را نصيب او نمايد و در نتيجه بتواند با آن خداوند رحمان كه مطلق از همهء قيود و عيوب و نقايص است مأنوس شود و در شعاع جاذبيت او قرار بگيرد و ترازوى احد خود گردد - اى على ، < شعر > تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى < / شعر > اين كه زندگى امير المؤمنين عليه السلام ، از هر گونه تضاد و تناقض و پراكندگى بدور است و همهء شئون زندگى او چنان است كه گويى يك واحد حقيقى روحى همهء آنها را اداره مى نمايد ، ناشى از بوجود آمدن همان مطلق يابى است كه عبادت او را در محراب همان گونه اداره ميكند كه فعاليتهاى جنگى او را در كارزار . اقسام معرفت او را همان گونه تنظيم مى نمايد كه اعمال متنوع او را . شاديها و اندوهها ، آرزوها و اميدها و لذايذ و آلام همگى با مديريت آن مطلق طلوع و اعتلاء و غروب ميكنند [١] . اين مطلق
[١] تعريف مشروح « مطلق » براى كسى كه به كلى فاقد آن است ، بيهوده است . زيرا اين حقيقت بيشتر قابل دريافت با وجدان است تا تعريف و توصيف با مفاهيم معمولى . و بطور اشاره و اجمال مى توان گفت : حالت مطلق گرايى در روح غير از درك معمولى در بارهء خداوند سبحان و وجود اوست . بلكه عبارتست از منور شدن روح با آن نور ربانى كه تاريكى علايق و تقيدات عالم ماده و ماديات را بخوبى نشان مى دهد و انسان را در ما فوق آنها بحركت در مى آورد . اين حركت فقط در جاذبه كمال ربوبى است كه آزادترين حركتها است .