ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ديروز از دستور قاطعانهء امير المؤمنين عليه السلام سر پيچيدند و نتيجهء سرپيچى خود را ديدند و امروز در نهايت جهل و حماقت به آن زمامدار الهى اعتراض مى كنند
تنها گذاشتند و در جلوگيرى از قضيهء مزبور كمترين كمكى بآن حضرت نكردند ، يا ناشى از نوعى اختلال روانى است كه موضع گيرى چند روز پيش را از حافظهء آنان محو نموده است و يا ناشى از همان حماقت و جهالتى است كه آنان را در هر دو موضعگيرى ( زمان حكميت و پس از آن ، كه روياروى امير المؤمنين عليه السلام ايستاده و بمخالفت پرداختند ) توجيه نموده است .
بعضى از اشخاص اولين جمله از جملات مورد تفسير را دليل آن گرفتهاند كه آن حضرت در داستان حكميت مى بايست نظر خود را كه امتناع از قبول آن بود جدىتر اجرا مى فرمود . زيرا جملهء فوق شبيه به اظهار ندامت از نرمش نشان دادن در آن داستان بوده است . بديهى است . كه با نظر بمطالب فوق و خطبهء بعدى و همچنين در خطبهء ٣٥ كه در بالا متذكر شديم ، هيچ كارى از آن حضرت صادر نشده است كه موجب ندامت او باشد . بنا بر اين ، منظور از « كس » در جملهء اول ( اينست جزاى كسى كه راى محكم را رها كند ) خود آن حضرت نيست ، زيرا جزاء ناشى از تقصير در مسئوليت و تكليف ، موقعى صحيح است كه شخص با اختيار و آزادى از احساس مسئوليت و انجام تكليف تقصير نمايد ، در صورتى كه با نظر به مسائل فوق اين مردم فريب خورده و مقام پرست و مزدور بودند كه آن حضرت را به اجبار به پذيرش حكميت وادار كردند .
آشوب و فتنه در سپاهيان آن حضرت بقدرى بالا گرفته بود كه اگر قبول نمى فرمودند .
آن تبهكاران مى گفتند : اى داد ، وا اسلاما ، پس چه شد قرآن مگر قرآن نمى گويد : ( وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ) [١] ( و امر آنان در ميان آنان بر مبناى مشورت است ) ( فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ الله ) [٢] ( در امر با آنان مشورت كند ) حال كه سپاهيان حكميت را مى پذيرند و جنگ نمى خواهند ، چرا تو ما را به
[١] الشورى آيه ٣٨
[٢] آل عمران آيه ١٥٩