ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - اگر در اين زندگانى دنيوى دست انسان از مقدارى امتيازات و لذائذ دنيا كوتاه شود تا بر تأمين حيات اخروى خود بيفزايد ، بهتر از آنست كه از كيفيت حيات اخروى خود بكاهد و بر مزاياى زندگى دنيوى خود بيفزايد
اگر در اين زندگانى دنيوى دست انسان از مقدارى امتيازات و لذائذ دنيا كوتاه شود تا بر تأمين حيات اخروى خود بيفزايد ، بهتر از آنست كه از كيفيت حيات اخروى خود بكاهد و بر مزاياى زندگى دنيوى خود بيفزايد .
در سراسر مجلدات ترجمه و تفسير نهج البلاغه تا كنون مطالبى را چه صريحا و چه اشارتا در بارهء اصلى كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات فوق مطرح فرموده است ، بيان نمودهايم . اين يك اصل فوق العاده با اهميتى است كه تا مورد فهم و عمل قرار نگيرد ، گلوى بشر از چنگالهاى خونين خود طبيعى درندهء خويشتن و خودهاى طبيعى درندهء همنوعان خود نجات پيدا نخواهد كرد . توضيح اين كه آنچه بشر را وارد عرصهء حيات معقول مى نمايد شناخت واقعى و ارزيابى موجوديت خويشتن و خواستهها و عمل مطابق آن دو است و مادامى كه اين شناخت و ارزيابى و عمل انجام نگرفته است ، هويتى مستقل و قابل محاسبه روى شخصيت بشر قابل تصور نخواهد بود و نتيجه اى كه از چنين جريانى پيش خواهد آمد ، غوطه ور شدن همهء ابعاد فرهنگ بشرى است در تناقض غير قابل حل و فصل از آن جمله - ١ - قوانين و حقوقى لازم است كه اجراى آن ، عدالت را در ميان افراد بشر برقرار نمايد . اگر فرض شود كه بشر داراى هويتى مستقل و قابل محاسبه روى شخصيتش نيست ، عدالت نا مفهوم و بيش از خيال بى اساس چيزى نخواهد بود ٢ - همهء مكاتب اخلاق و اديان به ضرورت برقرارى عدالت تأكيد مى كنند ، يك موج فكرى با آرايش ظاهرى فريبا مى گويد : اصل بر تنازع در بقاء است بنا بر اين عدالت نا مفهوم و بيش از خيال بىاساس چيزى نخواهد بود ٣ - حق آزادى بيان ، اين حق مانند يك ركن اساسى براى زندگى جمعى بشر مطرح است . ولى از طرف ديگر حق كرامت و حيثيت و شرف انسانى هم از آن اهميت برخوردار است كه پايمال شدن آن تقريبا مساوى پايمال شدن حق حيات انسانى است .
حال تناقص را توجه فرماييد : حق آزادى بيان مى گويد : تو مى توانى آنچه را كه بخواهى بيان كنى ، اين تعميم تا آنجا گسترده مى شود كه اهانت بر معتقدات يك ملت و پيشواى آنرا نيز شامل مى شود چنانكه مكررا در تاريخ و مخصوصا در دوران