ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - شنيدن امتيازات دنيا بهتر و با عظمتتر از ديدن آنها است و ديدن امتيازات آخرت بهتر و با عظمتتر از شنيدن آنها است
و وسائل آرمان مزبور نهايت كوشش را انجام مى دهد ، ولى وقتى كه به خود آرمان عينى توفيق يافت ، اگر آگاهىهايش و كمالجوئى و قدرت خواهى و لذت طلبى بىنهايتش ، دگرگون نشود مثلا تخدير نگردد ، يا بجهت بروز معلومات عالىتر پى به تخيلى بودن آرمانش نبرد ، خواهد ديد : شگفتا ، اين آرمانى كه در عرصهء عينى بآن رسيده است ، حتى يك هزارم آن نيست كه در ذهن خود آنرا پرورانده و بخويشتن تلقين كرده است . اگر علت اساسى اين مطلب را بخواهيم بيان كنيم ، همانست كه بطور مختصر بآن اشاره كرديم كه روح آدمى كه مغز و روان وى دو عامل فعاليت آن است ، بقدرى با عظمت است كه محال است با وصول به كمالات و قدرتها و لذائذ دنيوى اشباع شود و فعاليتها و استعدادهاى خود را تمام شده تلقى كند . بنا بر اين ، حتى اگر فرض كنيم انسان يك آرمان را همان گونه كه تخيل و تجسيم نموده بوده بدست بياورد و موفق شود كه همهء آنرا در اختيار خود در آورد ، بدانجهت كه هيچ يك از امتيازات دنيوى هر قدر هم كه بزرگ باشد ، بلكه حتى بر فرض بسيار بعيد همهء امتيازات دنيوى را هم بدست بياورد ، نمى تواند در برابر كمال بىنهايت جوى روح بحساب بيايد ، لذا اشباع نخواهد گشت مگر اين كه تخدير شود و اقتضاى طبيعى روح را از دست بدهد .
بى علت نيست كه شما وقتى كه زيباترين نمودها را مكررا مى بينيد ، اشباع مى شويد و تدريجا از ديدن مجدد آن احساس ملالت مى كنيد و تدريجا همان زيبائى در حد اعلا براى شما مانند ساير امتيازات پس از دست يافتن بآن ، نمايش سايه اى نشان مى دهد و بى علت نيست كه گفتهاند : در عشقهاى معمولى فراق بهتر از وصول به معشوق است ، زيرا زيبائى و عظمت معشوق پس از وصول به آن حالت جاذبيت خود را از دست مى دهد مگر آنكه شما بتوانيد از آن نمود زيبا راهى بسوى بىنهايت باز كنيد ، مانند آسمان پرستاره كه حدودى براى آن مشاهده نمى كنيد ، يا يك انسان زيبا كه از روحى زيبا بر خوردار باشد .
اما توضيح قسمت دوم اصل مورد تحقيق كه عبارتست از « مشاهدهء واقعيت عينى امور اخروى با عظمتتر است از شنيدن و درك ذهنى آن » بدينقرار است - امور اخروى مثلا لذايذ آن دنيا بدانجهت كه روح انسانى بدون وساطت مغز و