ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - پارسايان حقيقى دايما در افزودن بدبينى و خصومت به خود طبيعىشان بسر مى برند اگر چه به آن امتيازاتى كه نصيبشان گشته است مورد رشك و غبطه قرار بگيرند
پارسايان حقيقى دايما در افزودن بدبينى و خصومت به خود طبيعىشان بسر مى برند اگر چه به آن امتيازاتى كه نصيبشان گشته است مورد رشك و غبطه قرار بگيرند اگر چه ظاهر عبارت امير المؤمنين عليه السلام همانست كه در عنوان مبحث طرح كرديم ، ولى با توجه به علت اساسى خصومت و بدبينى در بارهء خود طبيعى ( مدير غرايز طبيعى كه نفس اماره ناميده مى شود ) مى توان گفت : هر اندازه كه انسان در اين دنيا از امتيازات بيشترى بر خوردار شود و هر اندازه كه بيشتر مورد غبطه بوده باشد ، مى بايد بر بدبينى و خصومت با خود طبيعىاش بيفزايد . زيرا با افزايش امتيازات و غبطههاى مردم است كه خود طبيعى قدرت انگيزههاى طغيانگرى بيشترى را در خود احساس مى نمايد و اين مطلب كه مولاى متقيان مى فرمايد ، در حقيقت مهمترين عامل تعديل خود طبيعى و قرار دادن آن در مسير من اعلا را بيان مى دارد .
بطور كلى انسانها را در ارتباط با افزايش امتيازات و توجه مردم ، مى توان به سه قسم عمده تقسيم نمود - قسم اول - انسانهايى هستند كه خود طبيعى خويشتن را تعديل و آنرا تحت فرمان من اعلا [ نه من برتر باصطلاح فرويد ] كه با اصول عالى انسانى پرورش يافته است ، در آوردهاند . بديهى است كه افزايش امتيازات و غبطههاى مردم ، اگر چه معمولا نمى تواند عامل انحراف و طغيان من اعلاى اينان باشد ، با اين حال ، بدانجهت كه حيات همهء انسانها ، خواه رشد يافته ترين آنان باشد يا معمولىترين آنان ، در ميان عوامل استقامت و انحراف و تسليم به اصول انسانى و طغيان در مقابل آنها ، بجريان مى افتد . لذا طبيعى است كه حتى رشد يافته ترين انسانها بايد مراقب حركات و فعاليتهاى خود طبيعىاش باشد و همواره با سوء ظن به آن بنگرد .
قسم دوم - انسانهايى هستند كه خود طبيعى ، حاكم مطلق در اقليم وجود آنان ميباشد . مسلم است كه اينان اگر كمترين مواظبت در بارهء خود طبيعىشان داشتند ، هرگز اين خود حاكميت مطلق در اقليم وجود را بدست نمى آوردند . اينان آن گروه از انسانهايى هستند كه بخاطر خوشبينى و علاقهء شديدى كه به خود طبيعى خويشتن دارند ، چيزى را در دنيا جز سر خوشى و لذت و خود كامگى ، به رسميت نمى شناسند . اينها