ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - اگر عقل داراى اين همه امتيازات است ، پس به چه دليل آن همه مورد انتقاد قرار گرفته است
بسيار با اهميت اشتباه نكنيم و بايد آن دور را از يكديگر جدا كنيم . حال دقت بفرماييد ، مولوى در مثنوى مطلب زير را در بارهء عقل و انواع آن بيان كرده است : ١ - عقل كل زير بناى هستى است و معرفت مطلق مختص اين عقل است در ٢٤ بيت ، به عنوان نمونه اى از اين ابيات - < شعر > تا چه عالم هاست در سوداى عقل تا چه با پهناست اين درياى عقل عقل بىپايان بود عقل بشر بحر را غواص بايد اى پسر عقل پنهان است و ظاهر عالمى صورت ما موج يا از وى نمى اين جهان يك فكر تست از عقل كل عقل كل شاه است و صورتها رسل كل عالم صورت عقل كل است اوست باباى هر آنك اهل قل است < / شعر > در اين دسته از ابيات مباحث زير وجود دارد :
يك - ارتباط با عقل كل باعث خوش بينى به جهان هستى است .
دو - وصول به مقام شامخ عقل كل موجودات را تحت فرمان در مى آورد . [١] سه - وصول به مقام شامخ عقل كل سخنهاى آدمى را تغيير مى دهد . [٢] ٢ - عقل كل غير از عقل جزئى معمولى است . [٣] ٣ - مراتب يا تعدد و تنوع عقل . [٤] ٤ - عقل اولين مخلوق خداست . [٥] ٥ - اگر عقل جزئى خود را تحت تأثير عقل كل قرار دهد به كمال خواهد رسيد . [٦] ٦ - زمينهء نيستى و بوجود آمدن عقل . [٧] ٧ - اگر چه عقل جزئى از وصول به واقعيات ناتوان است با اين حال وظيفهء آن حركت و فعاليت است . [٨] ٨ - عقل جزئى به جهت محدود بودن وسايل و تحت تأثير قرار گرفتن
[١] ٢ بيت
[٢] ١ بيت
[٣] ٦ بيت
[٤] ٢ بيت
[٥] ٢ بيت
[٦] ٣ بيت
[٧] ١ بيت
[٨] ٢ بيت