اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
است نه مال مردم ، این خاصیت مال ایمان به اسلام است ، مال پیروی از تعلیمات اسلام است . اسلام نیامده است برای اینکه جامعه را متوقف بکند ، ملت مسلمان را وادار به درجا زدن بکند ، اسلام دین رشد است ، دینی است که نشان داد عملا میتواند جامعه خود را به جلو ببرد . شما ببینید در چهار قرن اول اسلامی اسلام چه کرده است ! ویل دورانت در " تاریخ تمدن " میگوید تمدنی شگفت انگیزتر از تمدن اسلامی وجود ندارد . پس اسلام عملا خاصیت خودش را نشان داده است . اگر اسلام طرفدار ثبات و جمود و یکنواختی میبود باید جامعه را در همان حد اول جامعه عرب نگاه بدارد پس چرا تمدنهای وسیع و عجیب را در خودش جمع کرد و از مجموع آنها تمدن عظیمتری را به وجود آورد . پس اسلام با پیشرفت زمان مخالف نیست . گوستاولوبون انصافا تحقیقات زیادی کرده است و کتابش هم کتاب بسیار با ارزشی است ، ولی در عین حال گاهی حرفهائی میزند که انسان تعجب میکند . سبک فرنگی همین است . گوستاولوبون وارد میشود در بحث علل انحطاط مسلمین که چرا مسلمین انحطاط پیدا کردند ؟ چرا تمدن اسلامی غروب کرد ، چرا باقی نماند ؟ عللی ذکر میکند . یکی از عللی که ذکر میکند همین عدم انطباق با مقتضیات زمان است . میگوید زمان عوض شد ، تغییر کرد و مسلمانها میخواستند باز اسلام را با همان خصوصیات در قرنهای بعد نگاه دارند در صورتی که امکان نداشت ، و به جای اینکه تعلیم اسلامی را رها کنند و مقتضیات قرن را بگیرند ، تعلیم اسلامی را گرفتند و منحط شدند . در اینجا هر کسی