اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
میکاهد . ثانیا مگر بشر فقط باید کار بکند ؟ مگر بشر یک ماشین است که حداکثر استحصال را باید از این ماشین کرد ؟ مگر حیوان بارکش است ؟ مگر بشر دل ندارد ؟ مگر بشر روح ندارد ؟ مگر بشر احتیاج به تقوا ندارد ؟ آیا بشر فقط احتیاج به یک چیز دارد و آن کار است ؟ دیگر احتیاج به آدمیت ندارد ؟ احتیاج به اینکه طبیعت سرکش را رام بکند ندارد ؟ احتیاج به اینکه شهوات خودش را بشکند ندارد ؟ احتیاج به اینکه اراده عقلانی و انسانی خودش را تقویت بکند ندارد ؟ همه چیز را باید از دریچه کار ببینیم و کار فقط ؟ ! بروید از ادارات راهنمائی و شهربانی بپرسید که در ماه رمضان آمار جرم و جنایت چقدر کاهش پیدا میکند . ببینید در ماه رمضان چاقوکشی ، آدمکشی ، خرابکاری ، قماربازی چقدر کمتر میشود و در مقابل ، اعمال انسانی چقدر مضاعف میشود ! انسانیت چقدر بالا میرود ، احسان چقدر بیشتر میشود ، صله ارحام چقدر زیاد میشود ! اینها را هم باید در نظر بگیریم ، فقط نگوئیم نیروی کار . اینهاست که ما نامشان را افراط میگذاریم ، جهالت میگذاریم . اینجور دخل و تصرفها است که باید جلوی آنها گرفته بشود . معلوم شد اینهائی که این حرفها را به حساب مقتضیات زمان و انطباق با زمان و احتیاجات روزگار میزنند و میگویند اگر در زمان پیغمبر مردم روزه میگرفتند اینقدر احتیاج به کار نبود و امروز جامعه احتیاج زیادی به کار دارد پس زمان فرق کرده است و حالا که زمان فرق کرده است مقتضیات زمان عوض شده