اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١
که وقتی نزد تو میآیند توقع داشته باشند که تو جانب آنان را بگیری . مثلا دو نفر هر دو مسلمان ، اما یک نفر مسلمان باسابقه ، مسلمان مهاجر ، مسلمانی که مال و زن و بچه خودش را گذاشته و آمده ، و یک نفر که تازه اسلام آورده ، در یک موضوع اختلاف دارند ، میآیند نزد تو . احتمالا آن مسلمانی که سابقه زیادی دارد توقع دارد که پیغمبر جانب او را بگیرد . یا یک نفر مسلمان و یک نفر غیرمسلمان که در پناه مسلمین است و با مسلمین پیمان دارد ، در یک موضوع مالی اختلاف پیدا میکنند ، خدمت پیغمبر میآیند . یکوقت ممکن است این مسلمان توقع داشته باشد که پیغمبر جانب او را بگیرد . نه ، این ایمان نیست . ایمان آنوقتی ایمان است که وقتی پیغمبر را حکم قرار دادند ، داور و قاضی قرار دادند ، در مقابل حکم او تسلیم بشوند . این آیه مربوط به قضاوت پیغمبر است . مقام مقدس سومی پیغمبر دارد که آن را هم خدا برای او معین کرده است و خدا هم باید معین بکند و آن ، مقام حکومت است . پیغمبر حاکم مردم بود ، سائس مردم بود ، یعنی مدیر اجتماع بود ، ولی امر اجتماع بود . پیغمبر حکومت تشکیل داد ، خودش در رأس بود ، فرمان میداد ، مثلا در فلان قضیهای که پیش آمده بود بسیج عمومی اعلام میکرد یا مثلا [ دستور میداد ] امسال چه کشت بکنید . بدون شک پیغمبر اکرم در ده سالی که در مدینه بود حکومت تشکیل داد و درمیان مردم مثل یک حاکم حکومت میکرد . باز مقام حاکمیت و مقام مدیریت اجتماع غیر از مقام پیامبری است ، غیر از مقام قضاوت است . از آن جهت که پیغمبر