اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣
مسلمان عادی هست ، بدن شخصی مانند ایشان هم هست ، البته باید سراغ بدنهای دیگر رفت . باز در میان افراد عادی فرق است میان آن بدنی که اولیاء آن بدن حی اند و حاضر ، و بدنی که اولیاء آن مجهولند . این ، معنای آنست که اسلام دین حساب است ، حساب اهم و مهم را میکند ، میگوید در موقع لزوم آن چیزی را که اهمیت کمتری دارد فدای چیزی که اهمیت بیشتری دارد بکن . این خودش یکی از اموری است که به اسلام انعطاف بخشیده است . این انعطاف را ما ندادهایم ، خودش اینجور ساخته شده و به دست ما داده شده است . اگر ما میخواستیم به زور یک نرمش به آن بدهیم حق نداشتیم ، ولی این ، یک نوع نرمشی است که خود اسلام به خودش داده است ، حسابی است که خودش به دست ما داده است . غیر از مسأله اهم و مهم مسأله دیگری هست . ما وقتی که به متن دین اسلام نگاه میکنیم میبینیم به دستورهائی که صریحا از خود دین رسیده است در شرایط مختلف شکلهای مختلف داده است آنهم با چه سهولتی ! مثلا به ما میگوید نماز بخوانید ، روزه بگیرید . برای نماز وضو بگیرید ، غسل بکنید . تمام ، دستورهای مؤکد و واجب . اما میگوید اگر مریضی و نمیتوانی ایستاده نماز بخوانی ، نشسته نماز بخوان . اگر بگوئی اینقدر مریضم که نمیتوانم نشسته بخوانم میگوید همانطور خوابیده بخوان ، اصلا نماز تو در اینجا همین است که فقط ذکرها را بگوئی . اگر طبیب گفته باشد حرف هم نباید بزنی میگوید باید با ایماء و اشاره بخوانی . اینجا