اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١
« حقوق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یعلمه الکتابه و یزوجه اذا بلغ » یعنی از حقوق پسر بر پدر است که اسم نیکو بر او بگذارد ، نوشتن را به او بیاموزد و وقتی بالغ شد برای او همسر انتخاب کند . نوشتن ، فن است ، هنر است و به عبارت دیگر جزء آداب است . خیاطی جزء آداب است ، جزء فنون است . اسب سواری جزء فنون است ، شناگری جزء فنون است . این آداب در زمانها فرق میکند . انسان نباید بچهاش را همیشه به آدابی که خود دارد مؤدب بکند . در زمانی که تو بودی ، ادب تو اقتضا میکرد که نوشتن را بیاموزی ، اما بعد ماشین تحریر و ماشین پلی کپی پیدا شد . تو خودت خط نوشتن را بلد بودی ، در زمان بعد دیگر تنها نوشتن کافی نیست ، باید ماشین کردن را هم بلد بود . در زمان جنابعالی وسیله حمل و نقل اسب بود ، شما میبایستی اسب سواری یاد میگرفتی اما حالا یک مسأله دیگر در کار است و آن رانندگی است . در زمان تو این هنر وجود نداشت ولی در زمانی که بچهات میخواهد زندگی بکند دیگر اسب سواری معنی ندارد ، باید به او رانندگی یاد بدهی . دیگر اینجا نباید کج سلیقگی به خرج داد و گفت همان کاری را که من بلدم باید بچه من هم انجام بدهد . نه ، لا تؤدبوا اولادکم باخلاقکم لانهم خلقوا لزمان غیر زمانکم . مثلا کسی براثر جهل و جمود میگوید چون من خودم عطاری و زردچوبه فروشی کارم بوده است ، بچه من هم باید همین کار را بکند . فکر نمیکند که الان کارهائی پیدا شده است که صدمرتبه بیشتر ، هم برای دنیای خودش و هم برای آخرتش مفید