اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩
احتیاجی نیست که به عنوان پیغمبر اصلاح بکند بلکه به عنوان امام . امام یعنی کسی که تعلیمات و حقایق اسلامی را از طریق وراثت خوب میداند یعنی پیغمبر آنچه را میدانسته است به امیرالمؤمنین گفته است ، خالص اسلام در دست حضرت امیر بوده است و بعد از او بدست ائمه ما رسیده است . احتیاجی به وحی جدید نیست . امام همان چیزی را که از طریق وحی به پیغمبر رسیده است بیان میکند . اینجا مطلبی هست که باید عرض بکنم . یکی از مسائلی که در اطراف آن خرافه به وجود آمده است ، خود مسأله احیاء دین است . من یک وقتی در انجمن ماهیانه دینی یک سخنرانی کردم تحت عنوان " احیاء فکر دینی " . آنجا گفتم برای دین مانند هر حقیقت دیگر عوارضی پیدا میشود . در همین شبهای اول سخنرانی در اینجا عرض کردم دین مانند آبی است که در سرچشمه صاف است ، بعد که در بستر قرار میگیرد ، آلودگی پیدا میکند و باید این آلودگیها را پاک کرد . ولی متأسفانه در همین زمینه افکار کج و معوجی پیدا شده است . خوشبختانه از خصوصیات دین خاتم است که مقیاسی در دست ما هست که اینها را بفهمیم و تشخیص بدهیم . راجع به مسأله تجدید و احیاء دین از همان قرن دوم و سوم هجری در میان مسلمین البته اول در اهل تسنن و بعد در شیعیان ) فکری پیدا شده است که چون در طول زمان برای دین بدعت پیدا میشود و دین شکل کهنگی و اندراس پیدا میکند احتیاج به یک اصلاح و تجدید دارد مانند اتومبیل که سرویس میشود یا