اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٥
دستور مطلق بدهد و بگوید این عدالت است و باید همیشه و همه جا اجرا شود
، حداکثر میتواند برای زمان و مکان خودش دستور عدالت بدهد . امکان
ندارد که عدالت برای همه زمانها و مکانها یکجور بشود ، همین طور که
امکان ندارد بزرگی و کوچکی برای همه اشیاء یکجور باشد . اگر این حرف
درست باشد که عدالت نسبی است ، آن وقت حرف آنها درست است . ولی
اگر حرف آنها درست نباشد و عدالت مطلق باشد ، آن وقت حرف ما درست
است .
ما باید عدالت را تعریف بکنیم که عدالت چیست ؟ از روی تعریف آن
میتوانیم بفهمیم که عدالت جزء امور مطلق است یا نسبی ؟ آنچنان که من
مجموعا یافتهام عدالت را سه جور میشود تعریف کرد . یکی اینکه عدالت
یعنی مساوات ، چون از ماده عدل است و عدل یعنی برابری . یک معنای
عدالت برابری است بلکه اصلا معنا و ریشه اصلی عدالت همان برابری است .
در قرآن هم این ماده بعضی جاها معنای برابری میدهد ، نظیر آنجا که
میفرماید : « ثم الذین کفروا بربهم یعدلون »[١] کفار غیر خدا را با
خدا برابر میکنند ، مساوی قرار میدهند . یک وقت هست که ما عدالت را
به معنای مساوات و برابری تعریف میکنیم . آیا درست است یا نه ؟ جواب
اینست که تا مقصودمان از مساوات چه باشد ؟ مساوات در چه ؟ بعضیها
عدالت را مساوات تعریف میکنند و مساوات را هم این میدانند که تمام
افراد بشر از لحاظ تمام نعمتهائی که داده
[١] سوره انعام ، آیه . ١