اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
روز بر امام صادق وارد میشود . حضرت جامه سفید بسیار لطیفی مانند پوست نازک تخم مرغ پوشیده بود . تا چشمش به آن لباس افتاد به حضرت اعتراض کرد که شما چرا باید یک همچو لباسی بپوشید ؟ ! حضرت فرمود مگر چه عیبی دارد ؟ سفیان گفت شما مگر باید از اهل دنیا باشید ؟ ! حضرت فرمود اساسا تمام نعمتهای دنیا مال صالحین است نه مال فاسقین . سفیان ! یکوقت هست که بیماری و روی غرض حرف میزنی و یکوقت هست که اشتباه کردهای . اگر اشتباه کردهای باید برایت توضیح بدهم . سفیان برخاست رفت . بعد عدهای از مقدسها و همفکرها آمدند به حضرت عرض کردند رفیق ما سفیان نتوانست جواب ترا بدهد ولی ما آمدهایم با شما مباحثه بکنیم . ما آن حرفی را که زدی قبول نداریم . امام فرمود بسیار خوب ، اگر بنا شد با هم مباحثه کنیم چه اصلی را باید ثابت قرار بدهیم ؟ گفتند قرآن . حضرت فرمود هیچ چیز بهتر از قرآن نیست اما به شرط اینکه آن را بفهمید . بعد حضرت فرمود من میدانم عمده حرفی که در دل دارید مسأله سیره پیغمبر و صحابه است . چیزی که در ذهن شما هست اینست که پیغمبر ( ص ) و علی ( ع ) از این لباسها نمیپوشیدند ، تو چرا میپوشی ؟ فرمود شما این را نمیدانید که این مسأله مربوط به اسلام نبوده است ، مربوط به زمان است . اگر پیغمبر در زمان من بود مثل من لباس میپوشید ، اگر من هم در زمان پیغمبر بودم ، مثل او لباس میپوشیدم . در این مورد آنچه در اسلام اصالت دارد مواسات است یعنی مسلمانان باید احساس همدردی بکنند ، مسلمان باید حقوق واجب مالش را بدهد . این هم باز یک امر ثابت است و در تمام زمانها هست .