اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
هستیم . پس چطور میشود خدائی که قرآن او را اینطور معرفی میکند ، از پیغمبر بپرسد که من از فلان بنده راضی هستم ، تو از او بپرس که از من راضی است یا نه ؟ ! پس خود قرآن کریم یک مقیاس و یک دستگاه تصفیهای است برای آلودگیهائی که در طول تاریخ پیدا شده است . مایه خوشوقتی ما این دوسه چیز است . اینست که کسی نمیتواند بگوید دین شما مثل ادیان دیگر در ابتدا هر چه بود ، ولی در طول تاریخ جریانهائی پیش آمد که آن را فاسد کرد ، همینجور که الان راجع به دین زردشت اصلا نمیشود به دست آورد که کتاب اصلی زردشت چه بوده است ؟ نمیشود اساسا فهمید زردشت در چه سالهایی در دنیا بوده است ؟ تا چند سال پیش در وجود یک همچو آدمی شک و تردید بوده ، هنوز هم باز آنقدرها مسلم نیست که زردشت نظیر رستم و اسفندیار یک شخصیت افسانهای است یا یک شخصیت واقعی . گیرم یک روز تعلیمات درستی داشته است . کلمه " گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک " که تعلیمات نشد . اصلا کوچکترین حرفی که در دنیا وجود دارد اینست چون به قدری کلی است که اصلا هیچ معنائی را در بر ندارد ، مفهومی ندارد . هر کسی حرف خودش را نیک میداند ، هر کسی نوع کردارش را نیک میداند ، و همینطور در مورد پندار نیک ، فکر نیک . هر یک از مسلکهائی که در دنیا وجود دارد مثلا دنیای سرمایه داری یک سلسله حرفها و یک سری کارها و یک سلسله فکرها را میگوید اینها خوب است . دنیای کمونیست روش دیگری را عرضه میدارد . او هم میگوید حرف اینست که