اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧
« لبشر من قبلک الخلد أفان مت فهم الخالدون غ[١] قرآن میگوید ما برای
هیچ بشری قبل از تو ابدیت قرار ندادیم ، هیچ بشری الی الابد زنده نیست ،
بالاخره میمیرد : « کل نفس ذائقه الموت »[٢] . حالا [ ممکن است ] یک
کسی بیشتر عمر بکند یک کسی کمتر ، بالاخره میمیرد . در این آیه اگر نفس
را به معنای ذات بگیریم یعنی تمام اشیاء هم باید بمیرند . ولی آیا این
حرف درست است که همه چیز دائما در تغییر است ؟ نه ، ممکن است چیزی
در دنیا باشد که متغیر به آن معنائی که اجسام تغییر میکنند نباشد ، ثابت
بماند . یکی از آنها روح بشر است . بشر جسمش پیر میشود و رو به فنا
میرود و تغییر میکند ولی روحش اینطور نیست .
از نظر علمی ثابت شده است که بدن انسان مجموعهای است از حیوانات
ذره بینی کوچک به نام سلول . سلولها بر دو قسمند : سلولهای عصبی و
سلولهای غیر عصبی . اینکه سلولهای غیر عصبی نو و کهنه میشوند قدیمیها
قبول داشتهاند و امروز هم ثابت است . در مورد سلولهای عصبی میگویند خود
سلول نمیمیرد ولی پیکر آن عوض میشود . بنابراین اگر شما یک انسان را در
نظر بگیرید مثل اینست که ساختمان و بنای این مسجد را در نظر بگیرید .
اگر همه جای این ساختمان را عوض بکنند : سقف را عوض بکنند ، کفش را
عوض بکنند ، دیوارها را عوض بکنند ، یک آدمی که قبلا این مسجد را دیده
است ، حالا که میبیند ممکن است خیال بکند که این همان مسجد است در
صورتی که از آن مسجد
١ و[٢] سوره انبیاء ، آیات ٣٤ و . ٣٥