اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٤
امور ، مطلق است . البته برخی این مطلب را انکار میکنند و میگویند امر مطلق وجود ندارد که این هم حرف غلطی است . در هر حال بعضی از امور ، امور مطلق است مثل اعداد و همچنین مقادیر . آیا عدد بیست نسبت به اشیاء فرق میکند ؟ یعنی اگر بگوئید بیست گردو یا بگوئید بیست ستاره ، اینها در عدد با هم فرق میکند ؟ نه ، عدد آنها یکی است ، از لحاظ کمیت با هم فرقی ندارند . مقادیر نیز همینطور است . حتی درباره زمان هم اینطور است . مقادیر مطلق است . مثلا پارچه را با متر میسنجند . اگر مقدار پارچه را معین بکنند مثلا بگویند ١ / ٨٠ متر و یا بگویند آدم طولش ١ / ٨٠ متر است ، در اینجا ١ / ٨٠ نسبت به همه جا و همه کس فرق نمیکند ، در صورتی که در بزرگی و کوچکی ، اینها خیلی فرق میکرد . معلوم شد که بعضی امور نسبی هستند و بعضی دیگر مطلق . راجع به خیلی از امور این بحث پیش آمده است که آیا نسبی هستند یا مطلق ؟ از جمله در باب خود علم ، خود حقیقت . آیا حقیقت نسبی است یا مطلق ؟ آیا علم نسبی است یا مطلق ؟ که نمیخواهیم وارد این بحث بشویم . حال میخواهیم ببینیم آیا عدالت نسبی است یا مطلق ؟ اگر عدالت نسبی باشد آن وقت حرف آن جاهلها به کرسی مینشیند که عدالت نسبی است ، در نتیجه در هر جامعه ای یک جور است ، در هر زمان هم یک جور است ، پس عدالت نمیتواند یک دستور مطلق داشته باشد و بنابراین هیچ مکتبی نمیتواند یک