اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٠
انسانی ) طبق یک حوادثی است که آن حوادث تخلف ناپذیر است . یعنی هر حادثهای در این دنیا علت دارد و بدون علت به وجود نمیآید . آیا میشود در دنیا حادثهای به وجود بیاید که علت نداشته باشد ؟ نه ، این از محالات عقلی است که حادثهای بدون علت به وجود بیاید . این را هر فیلسوفی خواه مادی و خواه الهی پذیرفته است . ما خودمان اثبات صانع را از همین راه میکنیم ، میگوئیم حوادثی دردنیا به وجود میآید که نبوده است و علت میخواهد و در عالم هستی باید حقیقتی وجود داشته باشد که آن حقیقت حادث و حادثه نباشد . قانون علت و معلول به دنبال خود ضرورت و اجتناب ناپذیری به وجود میآورد . از جمله خواص قانون علت و معلول اجتناب ناپذیری است . چطور ؟ هر حادثهای اگر علتش وجود داشته باشد محال است که وجود پیدا نکند و اگر علتش وجود نداشته باشد محال است که وجود پیدا بکند . حکمای قدیم قاعدهای دارند ، میگویند : الممکن محفوف بالضرورتین و بالا متناعین حالا همه این جمله را نمیخواهم تفسیر بکنم . اجمال یک قسمت از این جمله همین است که هر حادثهای در ذات خودش ممکن الوجود است ، یا دو تا ضرورت او را فرا گرفته است یا دو تا امتناع . اگر وجود پیدا بکند در وقتی است که دو تا ضرورت یعنی دو تا اجتناب ناپذیری آن را احاطه کرده است ، و اگر وجود پیدا نکند در وقتی است که دو تا امتناع ( ناشدنی ) آن را احاطه کرده است . این ضرورت و اجتناب ناپذیری حتما وقت را هم تعیین میکند ( به اصطلاح ضرورت وقتی ) یعنی هر حادثهای در زمانی که وجود پیدا میکند