اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨
ندارد ، حق مال فرد نیست ، فرد حق ندارد . یکی از دانشمندان میگوید حق مال اجتماع است و تکلیف مال افراد . افراد فقط باید به تکلیف عمل بکنند ، مکلفند ، وظیفه دارند اما اجتماع است که صاحب حقوق است . حالا میخواهیم ببینیم آیا واقعا این مطلب درست است یا نه ؟ خطبهای است در نهج البلاغه که ظاهرا علی ( ع ) در روزهای اول خلافت ایراد کرده اند . این خطبه راجع به حق و حقوق است و بسیار خطبه با ارزش و پرمعنائی است . یکی از جملههای آن ، این جمله نسبتا معروف است : « الحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف » حق از همه اشیاء میدان وسیعتری برای توصیف دارد یعنی هنگام گفتن ، هنگام دفاع کردن و حرف زدن هیچ چیزی به اندازه حق میدان ندارد ، اما آنجا که پای عمل و انصاف در کار میآید میدان حق از هر میدان دیگری تنگتر است و همان کسی که داد سخن برای حق میدهد در مقام عمل از زیر بار حق در میرود . بعد جمله دیگری دارد ، میفرماید : « لا یجری لاحد الا جری علیه و لا یجری علیه الا جری له » حق به نفع هیچکس جریان پیدا نمیکند مگر اینکه علیه او هم جریان پیدا میکند . یعنی هر فردی بر دیگران حق دارد و متقابلا دیگران هم بر او حقی دارند . شما احدی را پیدا نمیکنید که او بر دیگران حق داشته باشد ولی دیگران بر او حق نداشته باشند کما اینکه احدی را در دنیا پیدا نخواهید کرد که او فقط مسؤولیت داشته باشد و حق بر عهده او تعلق بگیرد ولی او حقی بر دیگران نداشته باشد . یعنی حق ، متقابل است و از اموری است که وقتی به نفع