اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
چیزی را نداند و دیگری آن چیز را فاقد نباشد ، اصلا تعلیم و تعلم صورت
نمیگیرد . همینها است که سبب شده افراد یکدیگر را جذب بکنند . علت
اینکه افراد اجتماع یکدیگر را جذب کرده و دفع نمیکنند همین است .
اگرهمه علی السویه بودند امکان نداشت که افراد اجتماع یکدیگر را جذب
کنند . همینطور است که سنگها همدیگر را جذب نمیکنند و به اصطلاح دور
یکدیگر جمع نمیشوند . افراد بشر اگر همه همان چیزی را داشته باشند که
دیگران دارند ، امکان ندارد که یکدیگر را جذب بکنند . این اختلافی که
میان زن و مرد هست و میان زنها با یکدیگر و مردها با یکدیگر نیست ،
تدبیر بزرگی است در خلقت برای اینکه کانون خانوادگی تشکیل بشود ، تا
اینکه مردی زنی را به همسری ، و زنی مردی را به همسری انتخاب بکند و
قوانین تشکیل کانون خانوادگی صورت بگیرد . چون مرد چیزهائی دارد که زن
ندارد و زن چیزهائی دارد که مرد ندارد ، این تجاذب میان آنها وجود دارد
. زنها همدیگر را جذب نمیکنند ، مردها همدیگر را جذب نمیکنند ولی زنها
مردها را جذب میکنند و مردها زنها را . علتش همین اختلاف است . پس
خیال نکنید که در خلقت هم اینها ( زن و مرد ) برابر باشند .
اصلا قرآن همین اختلاف را یکی از آیات قدرت پروردگار ذکر میکند :
« و من آیاته خلق السموات و الارض و اختلاف السنتکم و الوانکم »[١] یکی
از آیات حکمت پروردگار [ آفرینش آسمانها و زمین ، و نیز ] این است که
همه شما یکزبان نیستید ،
[١] سوره روم ، آیه . ٢٢