اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٦
میکرده است ، میبینید ایرانی در تمام این دوره به اندازه نیمی از دویست سال دانشمند نداشته است . اتفاقا این دو قرن ، دوره آزادی ملت ایران است . نه اینکه بخواهم از حکومت عرب که همان حکومت بنی امیه است ، دفاع بکنم . آنها که از نظر ما وضعشان روشن است . در عین اینکه این مردم کثیف حکومت میکردند ، ملت ایران از لحاظ علم و فرهنگ آزادیای داشته است که در قبل نداشته است . حرف دیگری که این مرد میگوید راجع به زردشت است . میگوید چطور شد اسلام که آمد ، دین زردشت منسوخ شد و حتی الفبای پهلوی رفت و الفبای عربی جای آن را گرفت ؟ باز میگوید بعضی از مستشرقین شاید در اینجا بخواهند زور را مستمسک قرار بدهند ولی تاریخ نشان میدهد که ملت ایران دین زردشت را از روی رضا و رغبت رها کرد و با کمال رغبت دین اسلام را انتخاب نمود . بعد میگوید حقیقت هم اینست . ما که یک نفر خارجی هستیم و نه مسلمانیم نه زردشتی ، وقتی قرآن را جلویمان بگذاریم ، کتاب " زند و پا زند " را ، آثار زردشت را هم که میگویند مال زردشت است ( و الا زردشت آثار قطعی ندارد ) جلویمان بگذاریم ، میبینیم اصلا با قرآن طرف نسبت نیست . اساسا قرآن یک کتاب زنده است ، امروز هم یک کتاب زنده است و انسان خودش را از آن بی نیاز نمیبیند . اما آثار زردشت چیزی نیست که قابل مطالعه باشد . بعد هم میگوید ایرانیان هزارساله که کور نبودند ، از یک طرف قرآن را میدیدند و از طرف دیگر کتاب زردشت را .