اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤
اینجا طبعا این پرسش در ذهن مطرح میشود که آیا در مسئله " اسلام و مقتضیات زمان " نیز که یک مسئله اجتماعی است پای یک " رابط " در میان است ؟ اگر چنین است آن " رابط " چیست و از چه مقولهای است ؟ حقیقت اینست که در استدلال فوق درباره عدم امکان توافق میان اسلام و مقتضیات زمان نوعی " مغالطه " به کار رفته است هم در ناحیه اسلام و هم در ناحیه مقتضیات زمان . اما از ناحیه اسلام از آن نظر که جاودانگی قوانین اسلام و نسخ ناپذیری آن که امری قطعی و از ضروریات اسلام است با قابلیت انعطاف که امری است مربوط به سیستم قانونگزاری اسلام و خود اسلام خود بخود با مکانیسم مخصوص که از مختصات سیستم قانونگزاری اسلام است به وجود میآورد یکی فرض شده است و حال اینکه این دو تا کاملا از یکدیگر جدا هستند . قدرت شگرف جوابگوئی فقه اسلامی به مسائل جدید هر دورهای نکتهای است که اعجاب جهانیان را برانگیخته است . تنها در زمان ما مسائل جدید رخ ننموده است ، از آغاز طلوع اسلام تا قرن هفتم و هشتم که تمدن اسلامی در حال توسعه بود و هر روز مسائل جدید خلق میکرد ، فقه اسلامی بدون استمداد از هیچ منبع دیگر وظیفه خطیر خویش را انجام داده است . در قرون اخیر بی توجهی مسؤولین امور اسلامی از یک طرف و دهشت زدگی در مقابل غرب از طرف دیگر موجب شد که این توهم پیش آید که قوانین اسلامی برای عصرجدید نارسا است. اما از ناحیه مقتضیات زمان . مغالطهای که از این ناحیه