اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
کرده است .
پس اگر ما بگوئیم با مقتضیات زمان نباید به طور در بست هماهنگی کرد
، این مخالفت با علم نیست ، بلکه به واسطه این نکته است که ما میدانیم
هنوز دورهای که در آن دوره علم آزاد باشد ، عقل آزاد باشد ، دورهای که
علم و عقل بر شهوات مردم ، بر جاه طلبیهای مردم حکومت بکند نیامده است
، یعنی هنوز عصری نیامده است که " اینشتین " حاکم و آمر باشد و
روزولت مطیع و مأمور ، بلکه عکس است .
افلاطون نظریه معروفی دارد به نام نظریه " مدینه فاضله " . میگوید
دنیا آن روزی به سعادت نائل خواهد شد که حکیمان زمامداران باشند و
زمامداران حکیمان ، تا وقتی که حکیمان طبقهای هستند و زمامداران طبقهای
دیگر ، دنیا روی سعادت نخواهد دید . ما مسلمانها بالاخص شیعیان میگوئیم
دوره سعادت بشر آن عصری است که دوره عدل کامل است یعنی عصر ظهور حضرت
حجت ( عج ) ، آن دورهای که اولین مشخصش اینست که دوره حکومت عقل است
یعنی دورهای است که در آن ، علم اسیر و برده نیست .
امیرالمؤمنین ( ع ) تعبیری درباره آن عصر دارد که میفرماید :
« و یغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح » [١] در آن عصر مردم صبحگاهان و
شامگاهان جامی که مینوشند جام حکمت و معرفت است ، جز جام حکمت و
معرفت جام دیگری نمینوشند .
[١] نهج البلاغه ، خطبه . ١٤٨