اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
است : نحله اشعری و نحله معتزلی . اتفاقا اینها هم همانطورند یعنی مسلک
معتزلی مظهر افراط کاری و نحله اشعری مظهر جمود فوق العاده است .
معتزله افرادی بودند که در زمان خودشان به روشنفکری معروف بودند .
روشنفکری به خرج میدادند و در این کار افراط میکردند . مثلا اسم جن در
قرآن برده شده است : « قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن »[١] و یک
سوره بنام " جن " داریم . اینها وجود جن را انکار میکردند و به طور کلی
هر چه که با عقل جور در نمیآمد به این معنی که عقل آنان نمیتوانست آن را
حل بکند فورا درصدد انکار آن برمیآمدند . اشاعره درست برعکس بودند ، هر
چیزی را به مفهوم محسوسش حمل میکردند یعنی برای هر چیزی یک معنای حسی
در نظر میگرفتند . مثلا ما که میگوئیم فلانکس آمده است و گفته است ،
مقصود از این " آمده است " این نیست که با پای خودش آمده بلکه یعنی
گفته است یا عقیدهاش اینست . آنها آنقدر جمود به خرج میدادند که
تعبیراتی را که در قرآن راجع به خدا هست که تعبیرات اولی و مجازی است
به واقع فرض میکردند . از همین احمد حنبل که اشعری مذهب است سؤال
میکردند که « الرحمن علی العرش استوی »یعنی چه ؟ خداوند بر تخت نشسته
یعنی چه ؟ میگفت : الکیفیه مجهوله و السؤال بدعه کیفیت را ما نمیدانیم
، کسی هم حق سؤال کردن ندارد . میگفت : " قرآن گفته است خدا روی تخت
نشسته است ، منتها
[١] سوره جن ، آیه . ١