اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢
احتیاجات بشر را در تمام زمانها ثابت فرض میکنند که ما نام آنان را جامدها می گذاریم . دسته دیگر افرادی هستند که ما آنان را جاهل میگوئیم . اینها همه چیز را تغییر پذیر میدانند . بنا به فرض جامدها ، در مقتضیات زمان ، چیزی که باید وضع خودش را به تبع زمان تغییر بدهد وجود ندارد . و طبق نظر جاهلها هیچ چیزی در عالم وجود ندارد که در همه زمانها یکنواخت و ثابت باشد . این ، اصول مطالبی بود که شبهای قبل روی آنها بحث میکردیم. طبقه جاهلها دو فرضیه نیمه فلسفی دارند . ( چون در میان دانشمندان این حرفها وجود دارد ما پیشاپیش آنها را عنوان میکنیم تا مسلمانان متوجه باشند و قبل از آنکه افراد جاهل آنها را عنوان بکنند جواب آماده داشته باشند . ) دو فرضیه است که اگر کسی آنها را بپذیرد ، باید حرف جاهلها را بپذیرد که هیچ اصل ثابتی وجود ندارد . این دو فرضیه یکی " نسبیت اخلاق " است و دیگری " نسبیت عدالت " . اخلاق مربوط به حالت شخص و نظام دادن به غرائز شخصی است . عدالت مربوط به نظام اجتماعی است . فرضیه نسبیت اخلاق میگوید هیچ اخلاق ثابتی نمیتواند وجود داشته باشد ، پس هیچ مکتب اخلاقی نمیتواند همیشه برای بشر برقرار باشد . فرضیه نسبیت عدالت میگوید عدالت یک امر نسبی است ، بنابراین عدالت هیچ مکتبی نمی تواند برای همیشه برقرار باشد. حالا ما باید هر دوی اینها را تشریح بکنیم. اما مسأله نسبیت عدالت . اولا کلمه " نسبیت " یعنی چه ؟ بعضی از امور را نسبی میگویند و آن ، اموری است ، صفتی یا حالتی است که آن را با مقایسه با یک شیء معین میشود به چیزی