اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠
« یستقدمون »[١] برای اجتماع بیماری و سلامت قائل است ، برای اجتماع
سعادت و شقاوت قائل است ، برای اجتماع شرکت در مسؤولیت قائل است .
گاهی افرادی میپرسند چرا اگر [ اکثریت ] یک قومی گناه کرده ، اقلیت
صالحی که درمیان آن قوم است هم به عذاب آن قوم معذب میشوند ؟ نمیدانند
که افراد اجتماع حکم اعضای یک پیکر را دارند . وقتی که در عضوی از یک
پیکر سرطان پیدا بشود ، اعضاء دیگر نمیتوانند بگویند چرا ما هم باید از
بین برویم . به همان دلیل که شما با یکدیگر اتصال و هم ریشگی و پیوند
دارید ، به همان دلیل که از سعادت او بهرهمند هستید ، به همان دلیل از
بدبختی او هم باید در اجتماع متضرر باشید . فقط آن دنیا است که دنیای
جدائی است . در این دنیا افراد اجتماع واقعا به یکدیگر متصلند ، واقعا
در ناخوشی و خوشی یکدیگر شریکند ، واقعا در عذاب و سعادت یکدیگر شریک
هستند : دنیای امتیاز آن دنیا است : « فامتازوا الیوم ایها المجرمون »[٢] در این دنیا صحبت " فامتازوا " نیست . در این دنیا قانون و قاعده
علمی هم ایجاب میکند که اگر واقعا جناحی از اجتماع آنقدر فاسد شد که
توانست بلائی را به سوی اجتماع بکشد ، این بلا شامل افراد دیگر هم میشود ،
سالم و ناسالم را با هم میگیرد . در این دنیا تر و خشک با هم میسوزد
منتها از نظر آنها که به اصطلاح خشکند یعنی آماده سوختن هستند ، عذاب
الهی است و شاید در آن دنیا هم دنباله داشته باشد ولی از نظر آنها که
شخصا استحقاق نداشتهاند ،
[١] سوره اعراف ، آیه . ٣٤ [٢] سوره یس ، آیه . ٥٩