اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
شکست میدهد . اما باز مشروطیین جوابی دارند که در مقابل آن ، جواب دیگری وجود ندارد . میگویند ما قبول داریم که مشروطیت که میگوئیم نمایندگان مردم تصمیم بگیرند معنایش این نیست که مجتهدی که میخواهد استنباط احکام بکند ببیند قانون خدا چیست ، عین همان قانون را به دولت ابلاغ بکند و دولت هم اجرا بکند . ما هم قبول داریم که اینجور نیست . نمایندگان مردم قانون وضع میکنند ولی مگر هر قانون وضع کردنی ممنوع است ؟ نه ، ما یک قانونی داریم به نام قانون دین . دین تکلیف مردم را برای همه زمانها روشن کرده است ، قوانین کلی بیان کرده است . ولی موارد جزئیای پیش میآید که در آن موارد مردم حق دارند با توجه به قانون کلی الهی قانون وضع بکنند . لهذا ما میگوئیم قانون اساسی داریم . در قانون اساسی ما قطعی و مسلم شده است که یک هیئتی که از پنج نفر کمتر نباشد و افراد آن مجتهد باشند و عارف به مقتضیات زمان هم باشند ، باید ناظر باشند که قوانینی که مجلس طرح میکند انطباق با قوانین اسلامی داشته باشد . قانونی که وضع میکنند اگر خلاف قانون اساسی بود جلویش را بگیرند و اگر موافق بود نه . و مثال ذکر میکنند ، میگویند معنای قانون اسلامی و قانون دینی این نیست که در تمام جزئیات زندگی مردم ، مردم باید بروند ببینند که در قرآن یا سنت این حکم چگونه بیان شده است . مثلا فرض کنید اوضاع شهرها تغییر میکند ، وسائل نقلیه جدیدی به کار میآید ، مردم احتیاج دارند قوانینی داشته باشند که آن قوانین وضع رانندگی را منظم بکند چون اگر بنا بشود رانندگی قانون نداشته