اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
محتاج میبیند ، در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق میکند . این امر اساسا قطع نظر از هر فایده و اثری که داشته باشد خودش یکی از نیازهای روحی بشر است . انجام ندادن آن ، در روح بشر ایجاد عدم تعادل میکند . مثال سادهای عرض میکنم : اگر ما کجاوهای داشته باشیم و حیوانهائی ، خورجینهائی که روی این حیوانهای میگذارند باید تعادلشان برقرار باشد . نمیشود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالی . انسان در وجود خودش خانه خالی زیاد دارد . در دل انسان جای خیلی از چیزها هست . هر احتیاجی که برآورده نشود ، روح انسان را مضطرب و نامتعادل میکند . همانطور که دیشب عرض کردم اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجتهای دیگر خود را برنیاورد ، همان حاجتها او را ناراحت میکند . عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتی برای معنویات نگذارد ، باز همیشه روح و روان او ناراحت است . " نهرو " مردی است که از سنین جوانی لامذهب شده است . در اواخر عمر یک تغییر حالی در او پیدا شده بود . خودش میگوید من ، هم در روح خودم و هم در جهان یک خلای را ، یک جای خالی را احساس میکنم که هیچ چیز نمیتواند آن را پر بکند مگر یک معنویتی . و این اضطرابی که در جهان پیدا شده است ، علتش اینست که نیروهای معنوی جهان تضعیف شده است . این بی تعادلی در جهان از همین است . میگوید الان در کشور اتحاد جماهیر شوروی این ناراحتی به سختی وجود دارد . تا وقتی که این مردم گرسنه بودند و گرسنگی به ایشان اجازه نمیداد که درباره چیز دیگری فکر بکنند ، یکسره در فکر