اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
کس که دارای فلان صفات بود پیغمبر یا امام است که در آن واحد شاید صد نفر شایستگی آن را داشته باشند . ولی مقام قضاوت و مقام حکومت را به طور کلی میشود تعیین کرد یعنی پیغمبر اینطور میگوید که بعد از من هر کس دارای فلان صفات باشد میتواند قاضی باشد ، مثلا هر کس که قرآن را بشناسد و نسبت به آن معرفت داشته باشد ، نسبت به پیغمبر معرفت داشته باشد ، عادل باشد ، تارک دنیا باشد ، « فقد جعلته علیکم حاکما » حق دارد که در میان مردم قضاوت بکند . آنوقت اگر کسی دارای این مقام بود میتواند بگوید مرا خدا معین کرده است ، چون پیغمبر ، اصلی ذکر کرده است که مطابق آن اصل من میتوانم قاضی باشم . ما که شیعه هستیم اینجور میگوئیم که شرط اول قاضی اینست که مجتهد باشد یعنی تخصص فنی داشته باشد . شرط دیگر اینست که طهارت مولد داشته باشد ، نطفهاش پاک باشد . دیگر اینکه عادل باشد یعنی در هیچکدام از اعمالش فاسق نباشد ، منحرف نباشد . نه تنها در قضاوت خلافکار نباشد ، رشوه گیر نباشد ، بلکه در همه امور ، خلافکار نباشد ، چون الان اینجور میگویند که قاضی باید فقط در کار قضاوت خودش امین باشد یعنی رشوه خوار نباشد و تحت تأثیر دیگران هم قرار نگیرد اما میتواند مشروب بخورد این کار به قضاوت مربوط نیست . نه ، اسلام میگوید اساسا این مقام آنقدر مقدس است که ناپاک ولو در غیر امر قضاوت ناپاک است ، حق نشستن در این مسند مقدس را ندارد . ولی اگر شخصی همه این شرایط را که اسلام معین کرده است دارا بود ، باید گفت این آدم را خدا معین کرده است .