اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦
وضع زندگی او کتابها نوشتهاند تا امروز که درباره آن مطالعاتی صورت
گرفته است هیچ نشان نمیدهد که این مخلوق در وضع زندگی خودش تغییرات و
تبدیلاتی داده باشد . نظم همان نظم است و تشکیلات همان تشکیلات و حال
آنکه از دوهزار سال پیش تاکنون در زندگی انسانها هزاران تغییر و تبدیل
پیدا شده است .
اولا چرا ؟ چرا آنها آنطور هستند و ما اینطور ؟ برای اینکه آنها به
اصطلاح با غریزه زندگی میکنند نه با عقل ، یعنی خداوند یک قدرت مرموزی
همراه آنها کرده است که حقیقت این قدرت برعلم روشن نشده است . (
اینکه عرض میکنم روشن نشده است یعنی از نظر مادی قابل توضیح نیست ) جز
همان چیزی که قرآن فرموده است : « و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من
الجبال بیوتا »[١] پروردگار تو از راه مخفی به زنبور عسل القاء کرد .
" وحی " همان فهماندن است از راه نهانی ، از راهی غیر از راههای
معمولی . همان قدرتی که در زبان علم غریزه نامیده میشود و قرآن آن را به
نام وحی نامیده است ، همیشه همراه این موجود بوده است و او است که این
موجود را هدایت و رهبری میکند . ولی انسان اینطور نیست ، آنطور آفریده
نشده است . به انسان قدرتی داده شده است که ما نام آن را " عقل " یا
" ابتکار " میگذاریم . انسان دارای قوه ابتکار است اما حیوان ابتکار
ندارد . این اساس مطلب است .
ابتکار یعنی نقشه تازه خلق کردن ، نقشه جدید آفریدن . حیوان همان چیزی
را که از طریق وحی به او فهمانده شده است
[١] سوره نحل ، آیه . ٦٨