اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١
پس اراده و اخلاق انسان باید آنقدر قوی و نیرومند باشد که بر طبیعت انسان غالب باشد ، برعادت انسان غالب باشد که هر کاری را که انسان میکند روی اراده باشد . حتی مثل اینکه فقها این را نقل میکنند ( اخلاقیون هم گفتهاند ) که اگر مستحبی را همیشه انجام میدادیم ، مدتی آن را ترک کنیم بگذاریم از سرمان خارج بشود بعد انجام بدهیم که از روی عادت انجام نداده باشیم بلکه از روی اراده انجام داده باشیم . غرضم این جهت است که وقتی حقیقت اخلاق این باشد که هر صفتی از صفات انسان ، هر نیروئی از نیروهای انسان حقی دارد که باید به او داده شود و انسان وظیفهای در قبال آن دارد ، وقتی معنای اخلاق این باشد که جنبههای انسانی وجود انسان مخصوصا عقل و اراده را باید آنقدر تربیت کرد و به آن نیرو داد که سایر قوا تحت سیطرهاش باشد ، دیگر نمیتوان گفت که اخلاق در زمانها و مکانهای مختلف فرق میکند ، من باید یکجور اخلاق داشته باشم و شما جور دیگر ، یک زمان یکجور اخلاق داشته باشم ، زمان دیگر جور دیگر . اینها که فکر کردهاند اخلاق نسبی است ، سقراطی فکر کردهاند . خیر ، اولا پایه اخلاق زشتی و زیبائی نیست . ثانیا این مطلب که زشتی و زیبائی تغییر پذیر است یعنی در زمانها و مکانهای مختلف فرق میکند ، هم درست است و هم درست نیست . در این زمینه یک تحقیقی علامه طباطبائی دارد و نظر ایشان این است که اصول زیبائیهای عقلی و اصول زشتیهای عقلی ، ثابت است ، فروعش