اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
میگیرد اجرا هم بکند . مشروطه معنایش اینست که یکعده تصمیم بگیرند و عده دیگر اجرا بکنند و باید آنهائی که تصمیم میگیرند خود مردم انتخابشان کرده باشند . نمایندگان مردم تصمیم بگیرند ، هیئت دولت اجرا بکند . و تازه هیئت دولت را هم باید نمایندگان تعیین کرده باشند تا در نتیجه همه چیز را مردم تعیین کرده باشند و در واقع مردم خودشان برخودشان حکومت کرده باشند . ولی مخالفین مشروطه میگفتند خیر ، شما اینجا مغالطه میکنید و میگوئید معنای استبداد اینست که یک نفر تصمیم بگیرد و او هم اجرا بکند و معنای مشروطیت اینست که نمایندگان مردم تصمیم بگیرند و هیأت دولت اجرا بکند . اینجا صرف تصمیم نیست ، اگر صرف تصمیم بود ما مخالف نبودیم ، و راست هم میگفتند . میگفتند اگر مشروطیت اینطور بود که مردم نمایندگان را انتخاب میکردند که نمایندگان قوه مجریه را انتخاب بکنند ، و نیز نمایندگان تصمیم بگیرند ، هیأت دولت هم اجرا بکند ولی این تصمیم برای این باشد که ببینند قانون خدا چه گفته است و قانون دیگر وضع نکنند ، هر چه قانون خدا گفته است مطابق آن تصمیم بگیرند و دولت را موظف به اجرای آن بکنند ، خوب بود اما مشروطیت که این نیست . شما یک کلمه قشنگی را به کار میبرید برای اغفال ما . مشروطیت معنایش اینست که ملت نمایندگان را انتخاب بکند و نمایندگان تصمیم بگیرند . کلمه قشنگی است ولی عین حقیقت نیست . نمایندگان قانون وضع کنند ، تصمیم بگیرند نه اینست که مطابق قوانین الهی تصمیم بگیرند و قانون وضع کنند که هیأت دولت اجرا بکند . باز در اینجا منطق مستبدین منطق مشروطیین را