اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١
پرستش میکردند ، دانشمندان آنها را تقدیس میکردند ، یک مرتبه سقوط میکرد ، شکست میخورد . در این جهت شاید کسی مانند ارسطو نباشد . این فیلسوف معروف یونانی در تمام علوم متبحر بوده است ، حیوان شناس ، ریاضیدان ، منجم و طبیب بوده است . این مرد در زمان خودش طلوع کرد به طوری که او را معلم بشر نامیدند یعنی کسی که در تمام علوم استاد است . کم کم آنچنان شخصیتی پیدا کرد که هیچ فیلسوف و عالمی جرأت نمیکرد بگوید ارسطو اینجور گفته است و من اینجور میگویم . میگفتند تو بر خلاف ارسطو حرف میزنی ؟ ! مردی مانند ابن سینا در مقدمه " حکمه المشرقیه " میگوید ما احیانا اگر در یک جا عقائدی داشتیم که مخصوص به خودمان بود جرأت نمیکردیم اظهار بکنیم که آنها عقاید خود ما است ، آنها را در لابلای عقاید ارسطو ذکر میکردیم تا مردم قبول بکنند و اگر در لابلای عقائد ارسطو ذکر نمیکردیم اصلا کسی قبول نمیکرد که حرفی بر خلاف حرف ارسطو وجود داشته باشد . ابن رشد که اهل اندلس است جزء متعصبین نسبت به ارسطو است . او با ابن سینا دشمنی داشت برای اینکه ابن سینا در بسیاری از موارد از عقائد ارسطو پیروی نکرده و از خودش عقائد مستقل ابراز داشته است . اروپائیها میگویند طبیعت را ارسطو شناساند و ارسطو را ابن رشد ، چون ارسطو را ابن رشد به اروپائیها معرفی کرد ، زیرا آثار ارسطو را ابن رشد شرح کرد که در قرن یازدهم و دوازدهم در اختیار اروپائیها قرار گرفت ، و یکی از مبادی تحول علوم جدید همین ترجمههائی است که از ناحیه ابن رشد و دیگران شده است . ولی آیا