اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
شاگردان عرب که گویا مصری بودند ، سروکله میزدم . یک روز رفته بودیم
بیرون ، زمستان بود و هوا خیلی سرد بود و یخ نسبتا ضخیمی بسته شده بود .
یکوقت دیدم در این هوای سرد ، این دانشجویان دستها را بالا زدند ، یخها
را شکستند و در آن آب سرد اول دستشان را شستند ، بعد صورتشان را و بعد
این دست و آن دست ، و دستی به سرکشیدند و پاها را هم شستند و بعد هم
ایستادند به انجام دادن یک عملی که عبادتشان بود . . . بعد گفت : ای
وای ! اینها آمدهاند علم ما را بگیرند ، دین خودشان را هم حفظ کردهاند .
اینها یک حساب دیگری است .
اگر بشر حتی این مقدار هم حق وضع قانون در مسائل جزئی را نداشته باشد ،
این دیگر جمود است و درست مثل حرف اخباریین است که میگویند : " ما
احتیاج به مجتهد نداریم و به اخبار مراجعه میکنیم " . در اخبار کلیات
مسائل بیان شده است و مجتهد باید فکرش را به کار بیاندازد و به همان
نحو در مسائل جزئی حکم بدهد .
پس اگر هیأت مدیرهای بخواهند برای خودشان نظامنامهای طبق قوانین کلی
وضع بکنند ، این ، از نظر ما اشکالی ندارد [١] .
[١] [ خواننده محترم توجه دارد که در این بحث ، منظور از مشروطیت ، نظامی حکومتی است که دارای مجلس قانونگزاری است ، نه مشروطه سلطنتی ].